صفحه نخست فرهنگ و ادب ادبیات سیرت ملت، زبان ملت (تحلیل دفتر شعر «شکوه استقلال» اثر بهروز ذبیح‌الله)

سیرت ملت، زبان ملت (تحلیل دفتر شعر «شکوه استقلال» اثر بهروز ذبیح‌الله)

0

نویسنده: یعقوب یسنا

مقدمه

ادبیات معاصر تاجیکستان در پیوندی ژرف با میراث فرهنگی و تاریخی این ملت، نقش اساسی در پاسداری از هویت ملی و تداوم شعور جمعی دارد. یکی از نمونه‌های برجسته‌ی این پیوند، دفتر شعر «شکوه استقلال» اثر آقای بهروز ذبیح‌الله است که با نگاهی حکیمانه و شاعرانه، سرنوشت فرهنگی و ملی تاجیکان را از گذشته تا امروز بازمی‌تاباند. این دفتر نه‌تنها بیان شاعرانه‌ی احساسات ملی است، بلکه هشداری فرهنگی و اندیشه‌ای خردمندانه برای حفظ و تقویت هویت ملی و فرهنگی تاجیکان به شمار می‌آید.

معرفی منظومه‌ی داستانی امواج هستی و قصه‌ی مرغ سمندر در دفتر شعر شکوه استقلال

داستان امواج هستی دارای نُه شعر است‌که واژه‌ی موج در نام اکثر شعرها وجود دارد و موج نماد زندگی، پیش‌رفت و ترقی دانسته شده است‌که زندگی را به حرک درمی‌آورد. داستان امواج هستی با استناد به بیتی از کلیم آغاز می‌شود: «موجیم که آسودگی ما عدم ما است// ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم» این داستان بخشیده شده به بنیادکاران نیروگاه راغان و این نیروگاه نشانی از انگیزه برای آبادی و ترقی معرفی شده است:

طلوع صبح خورشیدی ما از شهر راغان است

در این‌جا کارزار نسل انسان است

قیام مرد و زن باشد

نبرد تن به تن باشد

نمایشگاه عزم و آرزوی نسل انسان است

شکوه عقل و ایمان است!

قصه‌ی مرغ سمندر دارای شانزده شعر است و این قصه و داستان با اسطوره‌ی مرغ سمندر ارتباط معنایی دارد و شاعر می‌خواهد سرنوشتِ هویت و فرهنگ تاجیکان را به سرنوشت مرغ سمندر ربط دهد. طوری‌که مرغ سمندر در برابر آتش و شعله‌ها مقاومت دارد، ملت تاجیک نیز فرهنگ خود را با مقاومت در برابر سختی‌ها و شعله‌های آتش نگه داشته و حفظ کرده است.

اسطوره‌ی مرغ سمندر و ققنوس نسبتا باهم شباهت دارند، زیرا هر دو با آتش در ارتباط اند. مرغ سمندر در برابر آتش مقاوم است و ققنوس پس از سوختن از خاکستر خود بلند می‌شود از نو خود را بازسازی می‌کند و به جاودانگی می‌رسد. فرهنگ و ادبیات و هویت تاجیک نیز سرنوشتی مانند مرغ سمندر و ققنوس دارد. در داستان «قصه‌ی مرغ سمندر» ذبیح‌الله بهروز شعری به‌نام «سرگذشت تاجیک» دارد که با ارجاع به بیت‌هایی از بازار صابر آغاز می‌شود:

قصه‌ی مرغ سمندر پیش من افسانه نیست

سرگذشت مردم پیچیده فریاد من است

آن‌که عمری مرده مرده زندگی کرد و نمرد

سوختن، ناسوختن ایجاد اجداد من است!

شعرهای داستان قصه‌ی مرغ سمندر، هر کدام با ارجاع به بیت‌های از مولانا، فردوسی، ناصر خسرو، سعدی و شاعران معاصر تاجیک آغاز می‌شود و شاعر می‌خواهد بین شعر خود و شاعران پیشین و معاصر ارتباط برقرار کند و وانمود نماید که شعر و ادبیات تاجیک پیشینه دارد و به ما رسیده است و از ما به آینده می‌رسد.

بیان حکیمانه‌ی فرهنگ و هویت ملی در شعر «شکوه استقلال»

دفتر شعر «شکوه استقلال» که شامل منظومه‌های داستانی «قصه‌ی مرغ سمندر» و «امواج هستی» است، در حقیقت بازتاب اندیشه‌ی فرهنگی، اجتماعی و تاریخی تاجیکان است. شاعر با بهره‌گیری از معرفت و حکمت ادبیات کهن فارسی تاجیکی، از مولانا تا فردوسی، سعدی، ناصر خسرو، اقبال لاهوری و دیگر بزرگان، می‌کوشد تا خرد ادبی گذشته را در خدمت آگاهی ملی و هویت فرهنگی معاصر تاجیکان به‌کار گیرد.

او در کنار بهره‌گیری از میراث کلاسیک، از اندیشه‌های بازار صابر و استاد عینی نیز الهام می‌گیرد تا خواننده را به بازاندیشی درباره‌ی هویت ملی و فرهنگی خویش فراخواند و اهمیت پاسبانی از آیین‌های فرهنگی باستانی و امروز تاجیکان را یادآور شود.

همآهنگی اندیشه‌ی شاعر با دیدگاه فرهنگی رهبری دولت

نگاه شاعر در دفتر «شکوه استقلال» با دیدگاه فرهنگی محترم امام‌علی رحمان، رییس‌جمهور تاجیکستان، هم‌سو است. چنان‌که ایشان فرموده‌اند:

«اگر در فرهنگ یک جامعه، خلای فرهنگی‌ای به میان آمد، آن خلای فرهنگی توسط فرهنگ دیگران پُر می‌شود؛ بنابراین نگذارید که خلایی در فرهنگ‌تان رخ دهد.»

شاعر با زبان شعر همین اندیشه را در قالبی هنری بیان می‌کند و مردم را به خودآگاهی فرهنگی و هویت ملی فرامی‌خواند تا استقلال تاجیکستان نه تنها در سیاست، بلکه در فرهنگ و اندیشه نیز استوار بماند.

از امت تا ملت: اولویت اندیشه‌ی ملی

اگر اقبال لاهوری در اندیشه‌ی فرهنگی و ادبی خود بر مفهوم امت تأکید داشت، بهروز ذبیح‌الله بر محور ملت تأکید می‌ورزد. او بر این باور است‌که ملت باید در اولویت اندیشه‌ی مردم و دولت تاجیکستان قرار گیرد. این دیدگاه هم‌سو با سخن محترم امام‌علی رحمان است‌که گفته‌اند:

«من اول تاجیک استم، بعد مسلمان.»

این تأکید، به‌درستی نشان می‌دهد که در جهان معاصر، ملت‌ها نخست با فرهنگ، زبان و هویت ملی خود شناخته می‌شوند، نه صرفاً با دین یا تعلق مذهبی. اگر فرهنگ و زبان ملتی از میان برود، آن ملت از صفحه‌ی تاریخ حذف می‌شود.

چنان‌که ملت‌های جهان ـ از فرانسوی و آلمانی تا عرب و ترک و ایرانی ـ هر یک با فرهنگ و زبان ملی‌شان هویت می‌یابند، تاجیک نیز تنها با حفظ و گسترش هویت فرهنگی و زبانی خویش می‌تواند موجودیت تاریخی خود را حفظ کند.

شاعر ملی‌گرا و رسالت فرهنگی شعر

بهروز ذبیح‌الله در «شکوه استقلال» و در دفترهای پیشینش، چون «یشت‌های وطن‌دار» و «آشیان عقاب»، رسالت ادبی خود را در رواج ارزش‌های فرهنگی و هویت ملی تاجیکان می‌بیند. او شاعر ملی‌گرایی است‌که شعر را ابزار تقویت روح ملی و فرهنگی می‌داند.

شاعر بر این باور است‌که ملت تاجیک تنها از رهگذر آگاهی فرهنگی، می‌تواند در جهان معاصر جایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را حفظ و تقویت کند. در نتیجه، شعر نه فقط هنر، بلکه وسیله‌ای برای تقویت شعور جمعی و استقلال معنوی ملت است.

مفهوم دولت و رهبری در اندیشه‌ی شاعر

در منظومه‌های داستانی «قصه‌ی مرغ سمندر» و «امواج هستی»، شاعر اندیشه‌ی خود را درباره‌ی رابطه‌ی ملت، دولت و آگاهی جمعی بسط می‌دهد. از نظر او، ملت بدون دولت همانند پرنده‌ای بی‌پر است. دولت تجلی عقل تاریخی و اخلاقی ملت است و وجود آن، ملت را به سوی رستگاری و استقلال هدایت می‌کند:

«اقتدار ملت از نظم وی است،

بعد از آن وابسته از عزم وی است،

نظم ملت را کند صاحب نظام،

عزم ملت را دهد شان و مقام،

قوم بی‌دولت چو مرغ بی‌پر است،

قوم را دولت شبیه مادر است…»

اما در نگاه شاعر، آن‌چه بیش از همه اهمیت دارد، رهبری خردمندانه‌ی دولت است. ملتی که رهبری با تدبیر داشته باشد، به وحدت و پیشرفت می‌رسد. شاعر با افتخار از محترم امام‌علی رحمان به عنوان رهبر خردمند و باوفای ملت تاجیکستان یاد می‌کند و او را مایه‌ی آبادی و عزت کشور می‌داند:

«رهبر او پیشوای ملت است،

باوفا و جان‌فدای ملت است،

تاجیکان را خرم و دل‌شاد کرد،

تاجیکستان نوی بنیاد کرد…»

جنبه‌های ادبی و محتوایی دفتر شعر

هر دفتر شعر دو بُعد دارد:

1. جنبه‌ی ادبی و زبانی که شامل شگردها و صنایع شعری می‌شود.

2. جنبه‌ی محتوایی که پیام فرهنگی و اجتماعی اثر را منتقل می‌کند.

دفتر شعر «شکوه استقلال» از نظر ادبی، ساختاری استوار و از نظر محتوایی بسیار غنی است؛ زیرا پیام آن تقویت ارزش‌های فرهنگی و هویت ملی تاجیکان است.

نتیجه‌گیری

دفتر شعر «شکوه استقلال» را می‌توان یکی از ژرف‌ترین و پرمعناترین آثار معاصر در حوزه‌ی شعر تاجیکی دانست که میان هنر و اندیشه‌ی ملی پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است.

این دفتر نه‌تنها بازتاب احساسات ملی، بلکه بیانی اندیشمندانه از فلسفه‌ی ملت‌سازی و خودآگاهی فرهنگی در تاجیکستان امروز است.

در روزگار کنونی که فرهنگ‌ها در معرض فراموشی یا دگرگونی‌اند، این اثر یادآور می‌شود که زبان، فرهنگ و دولت سه ستون استقلال واقعی ملت تاجیک‌اند.

از این‌رو، «شکوه استقلال» را به‌حق می‌توان پیام و سخن تاجیکانه‌ی روزگار معاصر نامید.   

بدون نظر

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

Exit mobile version