نویسنده: نصیرالدین
«رهنما» اثریست به نثر از سید نادرشاه الحسینی کیانی. کیانی شاعر عارف، فیلسوف، صوفی، متکلم، وقایعنگار، تاریخنویس و یکی از پیشوایان مذهب اسماعیلیه در سدهی اخیر افغانستان است. جامعهی اسماعیلیان خراسان و افغانستان بعد از حکیم ناصر خسرو بلخی در چند سدهی پسین شاهد ظهور همچون شخصیت نبوده، اگر هم بوده باشد، آثار آنها به دسترس قرار ندارد. کیانی مصنف بیش از ۵۶ اثر در زمینههای مختلفی همچون عرفان، کلام، فلسفه، اخلاق، منطق، ادب، شرح احادیث و شرح آیات قرآنی میباشد. کیانی در سلسلهمراتب طریقهی شیعهی اسماعیلیه مرتبه داعیالدعوات را دارا بوده، بنابراین همانگونه که از نام کتاب پیدا است این اثر برای ارشاد و رهنمایی پیروان طریقهی شیعیهی اسماعیلیه تصنیف شده است.
دستنویسهای کتاب
این اثر متاسفانه مانند اکثر آثار سید نادر خان هنوز تصحیح نگردیده و اقبال چاپ نیافته است، اما چندین نسخه «رهنما»که توسط اخلاصمندان کیانی قلمی گردیده، موجود است. معرفی و مرور «رهنما» بر اساس قدیمیترین نسخهی خطی که در دسترس است، توسط اسدالله در ۲۰ماه جدی سال ۱۳۴۱ خورشیدی دستنویس و قلمی شده است.
از نسخههای خطی دیگر «رهنما» میتوان ذیلا نام برد:
1- نسخهی خطی که توسط صاحبداد ولد علیداد در ۲۴ ماه اسد سال ۱۳۷۴ خورشیدی در ۶۷ صفحه قلمی گردیده است.
2- نسخهی خطی به دستخط ملا عوض عاکف که در سال ۱۳۸۲ خورشیدی در ۵۸ صفحه از روی نسخهی خطی که توسط فروغالدین در سال ۱۳۷۰ خورشیدی قلمی گردیده است.
3- قدیمیترین نسخهی «رهنما» که در سال ۱۳۳۶ خورشیدی به دستخط محمد ظاهر ولد محمد امیر قلمی گردیده است، اما متاسفانه فعلا در دسترس قرار ندارد.
تفاوت های جزیی بین نسخههاییکه در دسترس است موجود میباشد، اما به نظر من نسخهی خطی که اسدالله آنرا رونویسی کرده کاملتر بوده و دارای اشتباهات املایی و انشایی کمتر است. ضمنا مطالعهی آن برای خوانندههای کتاب سهلتر است، چون به خط زیباتر نوشته شده است، لذا خوانش این نسخه به خوانندگان و علاقمندان توصیه میگردد.
تاریخ تالیف کتاب
«رهنما» بیست هفتمین اثر کیانی میباشد و احتمالا در سال ۱۳۳۳ خورشیدی تصنیف گردیده است، چون کیانی در صفحهی ۳۳ «رهنما» چنین اشاره کرده است: «…امسال سنه ۱۳۳۳ از ولایت پانزده تیم تشکیل نموده به حکومتهای اطراف مخابره نمودند، چونکه تیم حکومتی دوشی را تبدیلا بنام تیم کیان معرفی کرده بودند…» ویا در ص ۷۸ «رهنما» چنین تذکر میدهد: «… در سنه ۱۳۳۱ دو سال قبل، قوماندان دوشی که از سیدهای کنر بود و مردم پادشاه گفتندی، روزی به کلانگذربه جای این فقیر مهمان بود…»
تعداد فصول و موضوع کتاب
«رهنما» فصلبندی نشده، اما نظر به محتویات آن، در مجموع این اثر را میتوان به سه بخش تقسیم نمود:
بخش اول: مهمترین آن است و در برگیرندهی مسایل اخلاقی، اعتقادی، پند و اندرز، تبلیغ و هدایت به صراط المستقیم میباشد. مخاطبان کیانی آن عده جماعت هستند که به فرامین و هدایات امام روزگار توجه نکرده کور کورانه رفتار و عمل داشته و هنوز هم از پیشوایان نادان پیروی مینمایند.
کیانی در این همه نافرمانی و نابسامانیها داعیان و مادونان نادان را که باعث نفاق و چند دستگی در بین جماعت گردیدند مقصر می پندارد، زیرا آنها خود از عقاید طریقهی اسماعیلیه ناآگاه اند و از حقیقت چشمپوشی نموده، مومنان و مستجبان را به گمراهی رهنمون کرده، باعث ایجاد فتنه و فساد در بین جماعت شدهاند.
بر علاوه، کیانی در این بخش همه جماعت را تشویق به اتحاد، اتفاق و اطاعت از اوامر امام زمان و شخصی را که امام روزگار اسماعیلیان به مقام داعی گماشته است، مینماید و خاطر نشان میسازد که: «…امام روزگار از حال مستجب مستحضر بوده، آگاه است فرمان که اول از حضور امام صادر میگردد باید پیروان امام به گردن طوع پذیرفته تسلیم باشند، چنین گمان نشاید که امام زمان سهو کرده یا برایش غلط فهمانیده باشد…» (رهنما، ص 70).
افزون بر این، کیانی در این بخش همچنان به تعریف عقاید اسماعیلیه میپردازد و میفرماید: «… جماعت اسماعیلیه آنچنان متدین، متقی و پرهیزگار میباشد که پنج وقت نماز خود را به عبادت خانه گذرانیده، همواره به وظایف بندگی مشغول میباشند که بدون از طاعت و فرمان امام زمان دیگر به هیچ کس و به هیچ چیزی عقیده و اعتقاد ندارند…» (رهنما ص 2).
کیانی جماعت را تشویق و ترغیب به قبول اوامر مولانا حاضر امام و ارشادات داعیان نموده، به آنان توصیه مینماید تا خود را از جهل و نادانی رهانیده و از جادهی فرمانپذیری انحراف نورزند و آنها را از عقايد بدعتآمیز و اعمال خرافى که هیچگونه پیوند به عقاید اسماعیلیان ندارد، ممانعت میکرد و برحذر میداشت.
ضمنا،کیانی دربارهی فرامین مولانا حاضر امام که عنوانی ایشان در سالهای مختلف مواصلت ورزیده بود به تفصیل شرح میدهد. در این فرامین مولانا حاضر امام بالترتیب مسوولیت سرپرستی جماعتهای ساکن مناطق ذیل را به کیانی تفویض میفرماید:
۱- سرپرستی جماعت هرات سال ۱۳۰۸ خورشیدی؛
۲- سرپرستی ۳۱ مکی جماعت بدخشان سال ۱۳۱۱ خورشیدی؛
۳- سرپرستی جماعت هندی زبان (زبانان) کابل سال ۱۳۱۴ خورشیدی؛ و
۴- صلاحیت تعیین نمودن مکیهای بدخشان سال ۱۳۱۸ خورشیدی.
بخش دوم: در این بخش کیانی دربارهی پیروان طریقهی اسماعیلیه که در ولایات مختلف زیست دارند معلومات مفصل ارایه مینماید. برعلاوه دربارهی آگاهی عقیدتی، فرمانپذیری از اوامر مولانا حاضر امام و توانایی خواندن و نوشتن جماعت ابراز نظر نموده توضیح میدهد که آیا جماعت آن مناطق از عقاید خویش آگاه هستند؟ آیا جماعت از اوامر و ارشادات مولانا حاضر امام و گماشتگان ایشان فرمانبرداری و پیروی مینمایند؟ و یا اینکه غفلت میورزند. عمل و رفتار جماعت چگونه میباشد؟ آیا طبق هدایت داعیان عمل مینمایند و یا خیر؟
جماعتهاییکه کیانی دربارهی آنها اظهار نظر نموده است، ذیلا ذکر میگردد:
۱- جماعت اسماعیلیهی کابل و اطراف آن؛
۲- جماعت جنگلباشی، نیکپی و زی مزید که دایمیرک گفته میشوند؛
۳- جماعت دوشی که اقوام یعقوب، آهنگر و سادات قندهاری شامل آن میباشد؛
۴- جماعت تاله که مردم(اقوام) علیجم و شیخعلی شامل آن است؛
۵- جماعت اسماعیلهی شیبر، زیر کوتل(پی کوتل)، شنگران و سنگانداب؛
۶- جماعت اسماعیلهی قلاع جبار و اطراف آن (کابل) که زیر اثر خلیفه عبدالهادی بود، اما نیست و نابود گردیدهاند؛
۷- جماعت وزیرآباد(طاهری)؛
۸- جماعت مشرقی درهی نور(مربوط خلیفه سید حسین)؛
۹- جماعت دیمیرک واطراف غوری؛
۱۰- جماعت منکبود که اقوام صد مرده و علیجم شامل آن است؛
۱۱- جماعت درهی یوسف (صوف)؛
۱۲- جماعت مزار شریف؛
۱۳- جماعت جویلچه؛
۱۴- جماعت بنگی؛
۱۵- جماعت نمازسای؛ و
۱۶- جماعت خواجه لقمان.
بخش سوم: این بخش بیشتر وقایعنگاری و تاریخنویسی است . کیانی از بعضی رویدادها و چشمدیدهای خویش که در برگیرندهی سالهای ۱۳۰۸ الی ۱۳۳۳ خورشیدی است، یادآوری میکند، به ویژه وقایع دوران زمامداری شیر محمد خان خروتی نایبالحکومهی قطغن و بدخشان که نظر به تشکیلات اداری آ نوقت تحت اثر ریاست تنظیمیهی مزار شریف که ریاست آن به دوش محمد گل خان مومند بود، شرح میدهد.
کیانی همچنان اشاره به درهمریختگی اوضاع اجتماعی در شهر کابل و دیگر ولایات مینماید و از اینکه بهتان، افتراح و پدیدهی رشوتخوری در بین مقامات پایینرتبهی دولتی بیداد میکند، اظهار نگرانی نموده و به اراکین عالیرتبهی دولتی توصیه مینماید تا مسوولیت ایمانی و وجدانی شان را در این قبال ادا نموده و در ضمن به عنوان مسوولان دولتی واقف و جویایی حال و احوال طبقهی غریب و مسکین و رعیت نیز باشند.
در صفحات اخیر «رهنما» کیانی به عقاید سقراط و افلاطون میپردازد و دیدگاه این حکیمان الهی و خود را درباره علم و مرگ توضیح میدهد.
فواید کتاب
مطالعهی این کتاب برای همهی پیروان طریقهی اسماعیلیه توصیه میشود، زیرا دربرگیرندهی مسایل اخلاقی، اعتقادی، پند و اندرز، تبلیغ و هدایت به صراط المستقیم و معلومات مفصل دربارهی پیروان طریقهی اسماعیلیه که در ولایات مختلف زیست دارند، میباشد.
سید نورالدین رونق نادری دربارهی کتاب «رهنما» چنین میفرماید:
رهنما در راه نیکت رهنمایی میکند تا کنی در لحظهی تفریق از سود و زیان
(رونق نادری، ۱۳۹۴: ۲۰۷)
ملحقات کتاب
در ختم این اثر فرمان (نامه/ مکتوب) سید نادرشاه الحسینی کیانی عنوانی جماعت اسماعیلیهی ولسوالی سرخ پارسا ضمیمه گردیده است، اما هیچگونه تاریخ در این فرمان ذکر نگردیده، بنابراین تاریخ صدور این فرمان معلوم نیست که آیا در سال ۱۳۳۴ و یا سالهای قبل از آن صادر شده باشد.
کتابنامه
– الحسینی کیانی، سید نادرشاه ۱۳۴۱. نسخه خطی. دست نویس: اسدالله.
– الحسینی کیانی، سید نادرشاه ۱۳۷۴. نسخه خطی. دست نویس: صاحب داد.
– الحسینی کیانی، سید نادرشاه ۱۳۸۲. نسخه خطی. دست نویس: ملا عوض عاکف.
– رونق نادری، سید نورالدین ۱۳۹۴. چاپ اول. کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی.

