نویسنده: دکتر یعقوب یسنا
سید نادرشاه الحسینی کیانی از شخصیتهای دینی، فرهنگی، ادبی و اجتماعی افغانستان در سدهی اخیر استکه بخش مهمی از فعالیتهای فکری و فرهنگی او در قالب تألیف و سرایش آثار متعدد در حوزههای دین، اخلاق، عرفان، معارف اسلامی، تاریخ، فرهنگ و ادبیات دری صورت گرفته است. بر پایهی فهرستهای موجود، مجموعهی آثار او دستکم شامل ۵۶ عنوان کتاب و دفتر استکه در میان آنها آثار منظوم و منثور، مجموعههای شعری، رسالههای دینی و اخلاقی، آثار عرفانی، کتابهای شرح و تفسیر حدیث و نوشتههایی با محتوای تاریخی و اجتماعی دیده میشوند. شماری از این آثار در ایران و هند و شماری نیز در کابل به نشر رسیدهاند. با این حال، برای دستیابی به یک کتابشناسی دقیق و علمی، بررسی نسخههای چاپی و خطی، تاریخ تألیف و نشر و شمار چاپهای آثار ضروری است.
اهمیت مجموعهی آثار سید نادرشاه الحسینی کیانی تنها در شمار آنها خلاصه نمیشود، بلکه تنوع موضوعی و قالبی این آثار امکان مطالعهی گستردهای از اندیشه، جهانبینی و جهان فرهنگی او را فراهم میکند. در این مجموعه، از یک سو آثاری با محوریت قرآن، حدیث، عقاید، اخلاق و معارف اسلامی مانند تفسیر منظوم، صد و یک حدیث، منتخبات حدیث نبوی، جامعالحدیث، راسخالعقاید، علامت مومن و معلوماتالمومنان دیده میشود و از سوی دیگر، آثار عرفانی و معرفتی همچون چراغ عرفان، طریق عرفان، کشفالاسرار، گنجینهی اسرار، می وحدت، کیمیای سعادت و زبدهالحقایق قرار دارد. در کنار اینها، عنوانهایی چون تاریخ غریب و تاریخ سلطانی بر حضور عنصر تاریخی در کارنامهی او دلالت میکند و آثاری چون امتیاز بشر، انسانیت و اسلامیت، اندرزها یا کلید سعادت و نیروی عشق حوزههای اخلاقی، انسانی و اجتماعی اندیشهی او را بازتاب میدهند. بخش مهمی از این مجموعه نیز به شعر اختصاص دارد و عناوینی مانند دیوان غزلیات، دیوان راز و رموز، قطعات و رباعیات، کلیات صغیر، دفتر اشعار و دیوان نشاندهندهی گستردگی فعالیت او در قلمرو شعر دری است.
از منظر ادبی، آثار سید نادرشاه را نمیتوان صرفاً در یک قالب یا گونهی ادبی جای داد. در میان عناوین موجود، نشانههایی از غزل، رباعی، قطعه، مثنوی و دیگر صورتهای شعر کلاسیک دری و نیز آثاری با ساختار نثر دینی، اخلاقی، عرفانی و تاریخی مشاهده میشوند. ازاینرو، معرفی دانشنامهای این آثار باید میان قالب یا ژانر اثر، گونه یا کارکرد ادبی و محتوایی و شیوهی بیان تمایز بگذارد. برای مثال، غزل از حیث قالب شعری با مثنوی تفاوت دارد، اما «عرفانی»، «تعلیمی»، «اخلاقی»، «دینی»، «تاریخی» یا «حماسی» بیشتر به گونه، درونمایه و کارکرد اثر مربوط میشوند. همچنین باید مشخص شود که هر اثر، منظوم است یا منثور و در صورت ترکیبی بودن، نسبت شعر و نثر در ساختار آن چگونه است.
بر همین اساس، در این دانشنامه هر اثر، تا حد امکان، بر اساس چند مولفهی مشخص معرفی خواهد شد: عنوان اثر، قالب یا ژانر، گونه یا نوع ادبی و محتوایی، زبان و شیوهی بیان، ساختار اثر، بخشها و فصلها، موضوع و درونمایه، و مهمترین مباحث و مفاهیم مطرحشده در آن. در مورد آثار منظوم، قالب شعری، ساختار روایی یا تعلیمی، موضوعات اصلی و ویژگیهای برجستهی محتوایی بررسی خواهد شد و در مورد آثار منثور، نوع نثر، سازمان فصلها و بخشها و محورهای اصلی بحث معرفی میشود. هرجا اطلاعات کافی دربارهی ساختار داخلی یک اثر وجود داشته باشد، فصلها و بخشهای آن نیز به تفصیل معرفی خواهد شد. بدین ترتیب، هدف صرفاً ارایهی فهرستی از عناوین نیست، بلکه فراهمکردن تصویری منظم و قابل ارجاع از محتوای هر اثر است.
این شیوهی معرفی همچنین امکان بازسازی سیمای فکری و فرهنگی سید نادرشاه الحسینی کیانی را از خلال آثارش فراهم میکند. مجموعهی تألیفات او را میتوان همچون یک پیکرهی متنی مطالعه کرد که در آن مسایل دینی، اخلاقی، عرفانی، انسانی، ادبی، تاریخی و اجتماعی در ارتباط با یکدیگر قرار گرفتهاند. بنابراین، معرفی تکتک آثار در کنار یکدیگر، علاوه بر ارزش کتابشناختی، میتواند به شناخت نظام فکری و جهانبینی مولف، تلقی او از دین و اخلاق، برداشت او از عرفان، نگاهش به انسان و جامعه و نیز جایگاه شعر و زبان ادبی در بیان اندیشههایش کمک کند.
جایگاه سید نادرشاه الحسینی کیانی در حوزهی فرهنگی و اجتماعی نیز با فعالیتهای ادبی و دینی او پیوند دارد. زندگی فکری و اجتماعی او در شرایطی شکل گرفتکه رهبری مذهبی، مناسبات اجتماعی، تحولات سیاسی و مسایل فرهنگی جامعهی افغانستان بر فعالیتهای اندیشهورزان و نویسندگان اثر میگذاشت. بر پایهی گزارشهای موجود، او در کنار فعالیتهای دینی و اجتماعی، در حوزهی تألیف نیز استمرار داشته و با وجود دشواریها و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی، به نگارش و تدوین آثار متعدد پرداخته است. از این منظر، آثار او را میتوان بخشی از میراث مکتوب یک دورهی فرهنگی دانستکه در آن دین، عرفان، اخلاق، ادبیات و مسایل اجتماعی در یک فضای فکری مشترک با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
در نام «سید نادرشاه الحسینی کیانی» نیز باید میان دو عنوان «الحسینی» و «کیانی» تمایز گذاشت. «الحسینی» در این کاربرد، نسب عامی استکه به انتساب به امام حسین بن علی اشاره دارد و در میان خاندانها و تبارهاییکه نسب خود را به آن حضرت میرسانند، لقب و عنوانی عمومی به شمار میرود. بر این اساس، «الحسینی» در نام سید نادرشاه بیانگر انتساب نسبی او به امام حسین است. «کیانی» اما عنوان خاص اوستکه او را از دیگر خاندانها و افراد دارای عنوان «الحسینی» متمایز میکند و به هویت خانوادگی و محل زندگی او اشاره دارد. بنابراین، در معرفی دانشنامهای او، «الحسینی» را باید لقب و عنوان نَسَبی عام و «کیانی» را عنوان و لقبی خاص دانست.
در این میان، نباید میان «الحسینی» و «موسوی» خلط کرد. «الحسینی» به کسانی اطلاق میشود که نسب خود را به امام حسین بن علی میرسانند، در حالیکه «موسوی» عنوان نسبی خاندانهایی استکه نسب خود را به امام موسی کاظم میرسانند؛ ازاینرو، این دو عنوان از نظر نسبشناختی به دو شاخهی متفاوت از سادات اشاره دارند. در مورد سید نادرشاه، لقب و عنوان «الحسینی» ناظر بر انتساب حسینی و «کیانی» ناظر بر عنوان خاص خانوادگی اوست.
از نظر روش دانشنامهنویسی، معرفی این آثار باید میان اطلاعات مستند دربارهی خود اثر و تفسیر و ارزیابی پژوهشی آن نیز تفاوت بگذارد. مشخصات کتابشناختی، تاریخ تألیف یا چاپ، شمار صفحات، زبان، قالب، ساختار فصلها و محتوای صریح اثر باید بر اساس نسخهها و منابع قابل اعتماد ثبت شود، اما ارزیابی ادبی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی آثار باید بر پایهی تحلیل متن انجام گیرد. این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که معرفی دانشنامهای، برخلاف نوشتهی تبلیغی یا بزرگداشتنامه، باید تا حد امکان توصیفی، مستند، بیطرفانه و قابل بررسی باشد.
بر این مبنا، مجموعهی حاضر میکوشد ۵۶ اثر سید نادرشاه الحسینی کیانی را به صورت نظاممند و دانشنامهای معرفی کند؛ به گونهایکه خواننده برای هر اثر بتواند، در یک مدخل مستقل، از عنوان و مشخصات آن گرفته تا قالب ادبی، گونهی محتوایی، زبان، ساختار، فصلها و بخشها، موضوعات اصلی و جایگاه آن در مجموعهی آثار مولف آگاهی پیدا کند. حاصل این کار، علاوه بر فراهمآوردن یک مرجع مقدماتی برای شناخت آثار سید نادرشاه، میتواند زمینهای برای پژوهشهای بعدی در حوزههای ادبیات دری و فارسی، تاریخ فرهنگی افغانستان، مطالعات دینی و عرفانی و تاریخ اندیشهی اجتماعی در افغانستان فراهم سازد؛ و مهمتر از همه، مبنایی برای تنظیم و تدوین کلیات سید نادرشاه الحسینی کیانی شود.

