عبدالکریم برزنگی درویش، فرزند فخرالدین شاه، از چهرههای فرهنگی، ادبی و عرفانی بدخشان است. وی نسب خود را به سید سهراب ولی بدخشانی، از شاگردان و همعصران حکیم و فیلسوف نامدار ناصر خسرو قبادیانی بلخی، میرساند. او در ۱۷ جدی سال ۱۳۲۷ خورشیدی در قریهی شیر، واقع در درهی یخدرو ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان، دیده به جهان گشود.
درویش دوران کودکی خود را در محیطی سپری کرد که هنوز مکتب رسمی در آن منطقه وجود نداشت. از همینرو، آموزشهای نخستین را نزد پدر دانشمندش و برادر بزرگترش، مرزا جنید، فرا گرفت. وی در پنجسالگی خواندن و نوشتن را از برادر خود آموخت و از همان سالهای آغازین زندگی، استعداد و علاقهی کمنظیری به فراگیری دانش از خود نشان داد. او بیشتر مسیر آموزش خویش را بهگونهی خودخوان و خودآموز پیمود. به روایت خود او، پدرش تنها چند صفحه از یک کتاب را برایش درس میداد و سپس از او میخواست که ادامهی کتاب را خود مطالعه کند. این شیوه سبب شد تا درویش از همان کودکی به مطالعهی مستقل عادت کند و کتابها را با اشتیاق تا پایان بخواند.
بر بنیاد روایتهای خود او، در دهسالگی بخش بزرگی از کتابهای علوم اسلامی و نیز شماری از رمانها را مطالعه کرده بود و در سیزدهسالگی نیز مطالعهی مثنوی معنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی را به پایان رساند. این گسترهی مطالعات، نقش مهمی در شکلگیری اندیشه، ذوق ادبی و گرایش عرفانی او ایفا کرد.
آغاز دلبستهگی عبدالکریم برزنگی درویش به شعر و شاعری، با رویدادی همراه استکه خود آن را تجربهای معنوی میداند. او روایت میکند که در دهسالگی، هنگام کوهگردی، صدایی غیبی را شنید که شعری میخواند. مصرع نخست آن شعر چنین بود:
«ای ماه، نشان دلم و دینم ربودهای.»
درویش میگوید که پس از شنیدن آن صدا، بیتی بر آن شعر افزود که یکی از مصرعهای آن چنین است:
«ای دل، بیا که نکتهای خوبی شنودهای.»
به باور او، آن صدا «هاتف غیبی» بوده استکه الهام شاعرانه را در جانش بیدار ساخته و نقطهی آغاز راه شاعری او شده است.
وی همچنین بیان میکند که نخستین سرودهی کاملش مخمسی بوده استکه آن را به آقای مشتاق علیشاه تقدیم کرده است. از همان سالهای کودکی، علاقهی فراوانی به علم، معرفت و همنشینی با اهل دانش داشت و میکوشید با شخصیتهای علمی و فرهنگی زمان خود آشنا شود. او میگوید هنگامی که با استاد جیحون شغنانی آشنا شد، تنها دوازده سال داشت؛ آشناییای که در رشد فکری و ادبی او نیز بیتأثیر نبود.
عبدالکریم برزنگی درویش در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، در بیستوپنجسالگی، به خدمت عسکری فراخوانده شد. یک سال بعد، در ۱۳۵۳، به کابل سفر کرد و مدتی در آن شهر اقامت گزید. پیش از آن نیز، از دوران نوجوانی، با مطبوعات شهر فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، همکاری قلمی داشت و شعرها، مقالهها و مصاحبههایش در بخشهای ادبی و فرهنگی نشریات آن شهر به چاپ میرسید.
در سال ۱۳۵۶ خورشیدی، از کابل راهی جلالآباد شد و سپس به پاکستان مهاجرت کرد. وی در پاکستان وارد دانشگاه جامعهالدراسات الاسلامیه شد و پس از طی دورهی تحصیلات عالی، مدرک لیسانس زبان عربی را به دست آورد. او در سالهای بعد سفرهایی نیز به هند و ایران انجام داد و از محافل علمی و فرهنگی این کشورها بهره برد. عبدالکریم برزنگی درویش پس از سالها زندگی، تحصیل و فعالیتهای فرهنگی در کشورهای گوناگون، سرانجام در کانادا اقامت گزید و همچنان به فعالیتهای علمی، ادبی، دینی و فرهنگی خود ادامه داد. شخصیت او آمیزهای از دانش دینی، ذوق ادبی، گرایشهای عرفانی و عشق به مطالعه و پژوهش است؛ ویژگیهاییکه از سالهای نخست زندگی در وجودش شکل گرفت و در سراسر زندگیاش تداوم یافت.
