نویسنده: علیخان حلیمی
در میانهی قرن نوزدهم میلادی با پیدایش معناشناسی تاریخی-فقهاللغوی، فرایندی در تحول معنایی واژهها مورد توجه بوده و هست که گسترشدهی معنایی نامیده میشود. گسترشدهی معنایی بهعنوان یکی از فرایندهای عمدهی تغییر معنای واژهها همواره در چارچوب معناشناسی واژگانی مطالعه میشد. سابقهی بررسی گسترشدهی معنایی به میانهی قرن نوزدهم باز میگردد یعنی دورانی که واحد مطالعهی معنا، واژه است و معناشناسان با تکیه به معنای هر واژه به بررسی پدیدههای معنایی در زبان میپردازند.
معناشناسان تاریخی-فقهاللغوی همواره از چهار فرایند تخصیص معنایی، گسترشدهی معنایی، مجاز و استعاره بهمثابهی مهمترین فرایندهای یاد کردهاند که به تغییر معنای واژهها منجر میشوند. با نگاهی به مطالعات اخیر معناشناسان به ویژه معناشناسان شناختی، چنین بهنظر میرسد که فرایند گسترشدهی به کلی به دست فراموشی سپرده شده است و دو فرایند استعاره و مجاز که در تغییر معنای واژهها نقش مهم دارد مورد توجه قرار گرفته و بررسیهای زیادی در بارهی شان صورت گرفته است.
در معناشناسی شناختی، بسیاری از مواردی که مصداق گسترشدهی معنایی اند در قالب ساختهای استعاری بررسی میشود. در نوشتهی حاضر میکوشم تمایز عمده میان گسترشدهی معنایی و استعاره را بررسی کنم. اول به تعریف این دو خواهم پرداخت و سپس با ذکر مثال به توضیح تفاوت این دو پرداخته خواهد شد.
قبل از هر چیزی باید گفت گسترشدهی معنایی خلق یا ساخت واژهی جدید نیست. یعنی اینگونه نیست که واژهی با ساخت جدید به وجود بیاید بلکه گسترشدهی معنایی مفهوم جدید بخشیدن به واژهای از پیش موجود است. یا به عبارت دیگر، گسترشدهی معنایی عبارت است از به کار بردن واژهای در مفهوم دیگری به غیر از معنای لغوی و مفهوم کنونی آن. یعنی واژهای برعلاوهی مفهوم قدیمیاش، مفهوم جدیدی را میپذیرد. این گذر از مفهوم قدیمی به مفهوم جدید بر حسب مشابهت صورت میپذیرد. یعنی مفهوم قدیمی واژهای به دلیل مشابهت با مفهوم جدید این امکان را برای ما فراهم میکند تا بتوانیم همان واژهای از پیشموجود را در مفهوم وسیعتر به کار ببریم.
باید توجه داشت که گسترشدهی معنایی زمانی اتفاق میافتد که شباهت بین مفهوم قدیمی و مفهوم جدید موجود باشد. کاربرد گسترشدهی معنایی بر مبنای اصل صرفهی زبانی صورت میگیرد. یعنی سخنگویان زبان واژهای را که از پیش در زبان شان وجود داشته است برای اشاره به مفهوم جدید به کار میبرند و اینگونه واژهای از پیشموجود در زبان گسترشدهی معنایی پیدا میکند. برای نمونه، «پرواز کردن» واژهای است که برای پرنده به کار میبریم. این واژه در این معنا و مفهوم از قبل وجود دارد، اما همین واژه را در مفهوم دیگری نیز به کار میبریم. این واژه را برای هواپیما نیز استفاده میکنیم. یعنی به دلیل شباهت بین عمل این دو، ما عمل پروازکردن را برای هواپیما نیز استفاده میکنیم که این واژه گسترشدهی معنایی پیدا کرده است. یا مثلا کلمهی «غریدن» را در مفهوم قدیماش برای شیر به کار میبریم، اما همین واژه را به دلیل مشابهت برای آسمان نیز به کار میبریم. بر این اساس کلمهی غریدن نیز گسترشدهی معنایی پیدا کرده است1.
استعاره یکی دیگر از فرایندی است که در تغییر معنای واژهها نقش دارد. این فرایند از دیرباز مورد توجه متخصصان فن بلاغت و زبانشناسان مختلف بوده است. این فرایند ابتدا در قالب یکی از صناعات ادبی بررسی میشد و بعدها در قالب فرایندی زبانی و بهویژه بهعنوان یکی از ویژگیهای زبان روزمره سخنگویان معرفی شده است2. یکی از مهمترین رویکردهای که به این فرایند به شکلی خاص پرداخته است، معناشناسی شناختی است. وجه اشتراک دیدگاههای سنتی و رویکرد معناشناسی شناختی به این فرایند در این است که در هر دو دیدگاه استعاره برحسب شباهت رخ میدهد. استعاره در لغت مصدر باب استفعال است یعنی عاریه خواستن لغتی به جای لغت دیگری، زیرا شاعر در استعاره، واژهای را به علاقهی مشابهت به جای واژهی دیگری به کار میبرد3.
استعاره را از دو طریق میشود تعریف کرد: یکی از طریق مجاز و دیگری از طریق تشبیه. از طریق مجاز، استعاره در واقع مجازی است به علاقهی مشابهت. از لحاظ تشبیه نیز استعاره تشبیهی است که یکی از طرفین تشبیه حذف شده باشد. یعنی ژرف ساخت هر استعاره یک جملهی تشبیهی است. جملهای که مشبه و مشبهبه و ادات تشبیه و وجه شبه را ذکر میکنیم که در خود استعاره حذف شده است. بر این اساس استعاره را تشبیه فشرده گفتهاند. بهعنوان مثال:
هزاران نرگس از چرخ جهانگرد فرو شد تا برآمد یک گل زرد
در بیت بالا گل زرد استعاره از خورشید است. این عبارت با استفاده از مفهوم قبلی یا قدیمیاش و به دلیل مشابهت با این مفهوم جدید برای خورشد نیز استفاده میشود و این عبارت دچار تغییر معنا شده است.
با توضیحاتی که از این دو فرایند ارایه شد ما را متوجه میسازد که هر دو فرایند بر اساس مشابهت شکل میگیرد. پس مهمترین وجه تشابه بین استعاره و گسترشدهی معنایی همین مشابهت است. اما پرسش اصلی این است که بین استعاره و گسترشدهی معنایی چه تمایزی وجود دارد؟
شاید بشود گفت مهمترین تمایز این است که در استعاره ما کلمهی که دچار تغییر معنایی شده است را میتوانیم به تنهایی به کار ببریم. مثلا کلمات مثل گل یا لعل در هر بافت و با توجه به بافت جمله میتواند استعاره باشد. اما در گسترشدهی معنایی اینگونه نیست. مثلا در ترکیب «پای کوه» ما با گسترشدهی معنایی سروکار داریم. یعنی کوه را همچون انسانی پنداشتهایم که پا دارد یا پایین کوه شبیه پای انسان است. در هر دو جملهی تشبیهی ما نمیتوانیم مشبهبه را تنهایی به کار ببریم و همین مفهوم را بفهمیم، اما در استعاره برعکس این است و ما میتوانیم با ذکر یکی از طرفین تشبیه همان مفهوم را بگیریم که با ذکر هر دو طرف تشبیه میتوانیم بفهمیم. برای مثال به نمونههای زیر توجه کنید:
1-گل زردی که برآمده بود همه جا را روشن کرده بود.
2- از جنگل که عبور کنیم به دامن دشت میرسیم.
3- دیشب برق منطقهی ما رفته بود.
در نمونههای بالا ما با سه نمونهی متفاوت مواجه استیم. در نمونهی اول ما با استعاره سرو کار داریم. یعنی فقط مشبهبه را ذکر کرده ایم و در زیر ساخت ما خورشید را به گل زرد تشبیه کردهایم. خورشیدی که از لحاظ زردی شبیه گل زرد است. در اینجا ما از علایم مشبه که روشن کردن است، میفهمیم که گل زرد در مفهوم اصلیاش به کار نرفته است بلکه استعاره از خورشید است.
نمونهی دوم اما متفاوت است. کسانی است که معتقدند ما با استعاره سروکار نداریم بلکه با گسترشدهی معنایی سروکار داریم و اکثر متخصصان بلاغت هم بر این عقیده اند که «دامن دشت» استعاره است. اما طبق حرفهای قبلی باید در اینجا نیز گسترشدهی معنایی داشته باشیم زیرا با ذکر یک طرف ما نمیتوانیم همان مفهوم تشبیهی کل زیرساخت را بفهمیم. یعنی دشت همچون انسانی است که دامن دارد یا پهنای دشت شبیه دامن انسان است. در هر دو جملهی تشبیهی ما با ذکر مشبهبه یا مشبه نمیتوانیم مفهوم کامل هر یک از این جملات را بفهمیم.
در نمونهی سوم اما با استعاره سروکار نداریم. بلکه با گسترشدهی معنایی سروکار داریم. فعل «رفتن» به دلیل شباهت معناییاش برای برق نیز به کار رفته است و دچار گسترشدهی معنایی شده است.
کتابنامه
1-گندمکار، راحله. 1396. گسترشدهی معنایی در زبان فارسی؛ مطالعهی موردی افعال. ماهنامهی جستارهای زبانی.
2- صفوی، کوروش. 1396. تعبیر متن. تهران: انتشارات محمدعلی علمی.
3- شمیسا، سیروس. 1401.بیان و معانی. تهران: میترا.

