نویسنده: حیاتالله رهیاب
سید نادرشاه حسینی کیانی، عالم دین، پیشوای مذهبی، عارف، شاعر و سخنسرا، شخصیتی مردمدار، فرهنگدوست و علمپرور بود. این حقیقت از لابهلای آثار و آفریدههای او مشهود است. آثار حسینی کیانی که بازتاب افکار، اندیشهها و نگرشهای او است در ابعاد مختلف نگارش یافته است. شخصیت چندبُعدی حسینی کیانی باعث شده تا آثار او از صبغهی مذهبی، عرفانی، حکمی، ادبی، پندی و اندرزی و تاریخی برخوردار باشد. از حسینی کیانی در حوزهی ادبیات و شعر و شاعری، اشعار و آفریدههای زیاد بهجا مانده است. وی در قالبهای غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی و قطعه طبعآزمایی کرده است. خمسهی نادری یکی از آثار ارزشمند شعری اوست که در پنجبخش (سعادتنامه، کشفالاسرار، کلید سعادت، گل سوری، لاهوتی) سروده شده است. در ادامه به مرور و معرفی این اثر میپردازیم.
خمسهی کیانی بههمت کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی در سال ۱۳۹۴ با شمارگان ۱۰۰۰ جلد در کابل چاپ شده است. در آغاز این کتاب، معلومات مختصری دربارهی زندگی، فعالیتها و کارنامهی سیدنادرشاه حسینی کیانی نگارش یافته است.
1- سعادتنامه؛ نخستین کتاب خمسهی کیانی
سعادتنامه با وصف امام علی(ع) آغاز میشود و به قول شاعر امامت یکی از حدود دین شمرده میشود. شاعر شناخت دنیا را در گِرو شناخت امام میداند. سعادتنامه با این ابیات آغاز میشود:
حدود دین ما هفت است میدان
شناسی هر یکی را ای مسلمان
بود روشنگر دین و طریقت
نماید راه ما را در حقیقت
به هر اسم و لقب باشد هویدا
به مؤمن رهبر امروز و فردا
مقام اولش ذات امام است
منش گر ناتمامم او تمام است
بود روشن از آن دیر مکافات
به امر اوست دوزخ هفت جنات
امم را مقتدا و پیشوا اوست
بود حاضر به مؤمن رهنما اوست
به معنی گر امامت را شناسی
برو قایم همه دنیا شناسی
ولیالله به ذات خویش یکتاست
حدیثی از محمد شاهد ماست (کیانی، ۱۳۹۴: ۲۹)
شاعر برای اثبات قول خویش، از حضرت محمد در بارهی امام علی حدیثی نقل میکند: قال النبی(ص) انا و علی من نور واحد (۱). گفت رسول(ص): من و علی از نور واحد هستیم.
علی با من یکی نور از خداییم
گمان نکند کسی از هم جداییم
نگر نور خدا با ما و حیدر
از آن نوریم در عالم منور
بهکیش مؤمنان امرِ عظیمست
امامت با مقام او سهیمست… (همان: ۲۹)
شاعر چندین بیت دیگر را در ادامه بهوصفِ جایگاه متعالی امام علی میپردازد تا میرسد به حدیث دیگری که حضرت محمد(ص) در بارهی امام علی(ع) گفته است: قال النبی(ص): انا مدینة العلم و علی بابها (۲). گفت رسول(ص) من مدینهی علمم و علی دروازهی اوست. [برای ورود به شهر بایستی از در وارد شد. پس برای شناخت پیامبر باید اول علی را شناخت]
شنو از مؤمنان از داعی دین
مقام ثالثش گردید تعیین
بود دعوتگرِ اهل طریقت
زِ یُمنش راه یابد در حقیقت
برای حجتش فرمانپذیر است
بهمادونش همیشه دستگیر است… (همان: ۳۱)
در ادامه شاعر به بیان احادیثی از پیامبر و آیاتی از قرانکریم میپردازد و مضمون و مفهوم آنها را بهنظم در میآورد. مثلاً آیتی را از سورهی بقره نقل میکند مبنی بر این مضمون: فمن یتعد حدود الله فقد ظلم علا نفسه (۴) کسی که تجاوز کند به حدود خدای تعالی، پس بهتحقیق ظلم کرده بر نفس خود. شاعر در ادامه به نقلِ منظوم این آیت میپردازد:
تجاوز کردن از حدش مسلمان
روا دارد به نفسش ظلم چندان
ورا گر مشکلی پیش آیدش چون
مسایل را نه بتوان حل ماذون
تواند حل آن صادق نماید
رود در خدمتش مشکل گشاید
کند تعظیم با وضع شکسته
کمر در خدمتش بنمای بسته…(همان: ۳۴)
شاعر در ادامه با ابیات نغز که از چاشنی ادبی برخوردار است با عناوینی مثلِ راجع به دانستن علم دین، راجع به شناخت ذات باری تعالی، راجع بهشناخت امام زمان، در بیان مبدأ و معاد، راجع بهشناخت ناجی، راجع بهشناخت حق سبحانه، علامت مؤمن، هفت گناه کبیره که آمرزش ندارد و … شعر سروده و بهشرح این مفاهیم دینی-عقیدتی پرداخته است. سعادتنامه بازتابدهندهی علم و اشراف شاعر به موضوعات و مسائل دینی است.
2- کشفالاسرار
کشفالاسرار نیز بر وزن سعادتنامه (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) (هزج مسدس محذوف) سروده شده است. ابیات آغازین این مثنوی، شور و وجد بندهی خالص و خداجو را حکایت میکند. شاعر در این ابیات خداوند را خطاب قرار میدهد:
خداوندا کریما پاکداور
توای خلاق ما و هم پیمبر
نما شایستهی طاعات ما را
روا کن خالقا حاجات ما را
بهپاکی زیستکردن عینِ دینست
به عاشق مقصدش حُسن و حسین است
نمایی متقی پرهیزگارم
تو باشی هر کجا همراه [و] یارم… (همان: ۵۹)
شاعر پس از سرودن ابیات زیادی با این مضمون، راجع به موت و مرگ و با عنوان «راجع به موت که روان جسم را پدرود نماید» سرایشش را ادامه میدهد:
موافق شرح بنمودم صفاتی
بشر را هر مقام و منزلاتی
کسان خاص پاکان کاملان را
پس از مرگش شنیدی آن جهان را
بهخوبی آن جهان را نیست مانند
همه اهلش حمیده شاد و خرسند
جهان سرسبز شاداب و منور
سراسر خاک آن رنگین معطر (همان: ۸۲)
در ادامه شاعر با عنوان «ظلم ظالم به خودش برمیگردد» به نکوهش ظالم میپردازد و سینهی ظالم را خالی از قلب میداند. چنانچه صائب تبریزی شاعر بزرگ سبک هندی در بیتی با همین مضمون میسراید:
اثر ظلم محال است به ظالم نرسد
ناله پیش از هدف از پشت کمان میخیزد
حسینی کیانی سرایندهی کشفالاسرار با این مضمون میسراید:
مظالمپیشه ظالم از خرد دور
بود نادان به معنی چشمشان کور
به ظلم و جور دایم خو گرفته
به ناخود بیخبر آهو گرفته
پسند خاطرش ظلم است آزار
میان سینه نبود قلبِ بیدار (همان: ۹۳)
۳- کلید سعادت
سومین مثنوی خمسهی کیانی «کلید سعادت» است. این بخش الحق کلیدِ گنجینه و سعادت استکه میتوان آنرا کلید سعادت نام نهاد. شاعر در این کتاب، در سادهترین شکل و شیواترین بیان مسلمان را به صداقت، راستی، بندگی خدای عزوجل، یکتاپرستی، عبادت و داشتن اخلاق و رفتارهای انسانی و دیگر صفات بایستهی انسانی دعوت میکند. مثنوی با عنوان «در عبادت» و با این ابیات آغاز میشود:
پرستش کن خداوند جهان را
نگر صنع زمین و آسمان را
فرایض واجباتش را ادا کن
مشو غافل دلا ترک هوا کن
مسلمان حقیقی باش بیدار
شناسی خالق خود را سزاوار
بهسنتهای حضرت پیروی کن
یکی بشناس و دوری از دویی کن
عبادت با خدا داری همیشه
صداقت راستی بنمای پیشه (همان: ۹۹)
شاعر در مثنوی کلید سعادت، ابیات زیبا، با معنا و محتوای ژرف با این عناوین که در ادامه میآید، راجع به صفات خوب و پسندیدنی انسانی میسراید. (راجع بهاخلاص، راجع به دعا، راجع به شکر، راجع به صبر، راجع به رضا، راجع به توکل، راجع به حیا، راجع به عفت، راجع به ادب، در عدالت، راجع به حِلم، راجع به خُلق نیکو، راجع به احسان و سخاوت، راجع به تواضع، در امامت و دیانت، وفا به عهد، حزّم و دوراندیشی، شجاعت، سیاست، صحبت اخیار، کتمان اسرار، دفع اشرار و نیکنامی) در این مثنوی وقتی شاعر دربارهی صفاتی چون صبر، رضا، توکل و … که از وادیهای عرفان و سلوک عارفانه است، سخن میگوید، میتوان بهگرایشهای عارفانهی وی پی برد. وجه عارفانهی اندیشهی شاعر در این مثنوی بیشتر محسوس است. این مثنوی صفات خوب انسانی را که در زندگی باعث سعادتمندی میشود، مورد بحث و فحص قرار میدهد.
4- گل سوری
مثنوی گل سوری با مناجاتنامه آغاز میشود. مناجاتنامهی این مثنوی بر وزن شاهنامه (فعولن فعولن فعولن فعل) (متقارب مثمن محذوف) در بیست بیت سرود شده است. بیتهای آغازین به این مضمون است:
تو ای خالق پاک و دانای فرد
خداوند این گنبد لاجورد
خداوند جنات و فردوس و حور
تو را حور و غلمان بود در قصور
خداوند طوبی و جوی شراب
روان شهد و شیر هر طرف جوی آب
تو ای آفرینندهی نُه فلک
خداوند جبرئیل و خیلِ مَلک (همان: ۱۳۳)
شاعر به استقبال نظامی گنجوی به وصف و حمد خداوند میپردازد. در ادامه شاعر داستانی را به نظم بیان میکند که عناوین این داستان را در پی نقل میکنیم. سبک و سیاق شاعر در این مثنوی مانند خمسهی نظامی گنجوی و مثنوی معنوی مولانا است و داستانها به دنبال هم نقل میشود. در این مثنوی این حکایات آمده است:
(حکایت نادرشاه با شاخ صنوبر، حکایت طفولیت شاخ صنوبر، شنیدن سیدنادرشاه از وصف عالمافروز شاخ صنوبر، مشورهکردن نادرشاه در بارهی صنوبر، فرستادن رسولان جانب شغنان، رسیدن رسولان به شغنان و سخنگفتن با عیال شکرالله خان، فرستادن پیرهزن نزد عموی شاخ صنوبر، مکالمهکردن رسولان با پیرهزن در باب کوچ کردن و اذنیافتن پیرهزن از شاخ صنوبر جانب نادرشاه) در پایان این مثنوی، برخی عناوین دیگر نیز آمده است و یک مستزاد و چندین دوبیتی و غزل نیز نقل شده است. در آخرین بخش این مثنوی، شاعر بیست بیت در مذمت جاهلان سروده است.
5- لاهوتی
مثنوی لاهوتی در بیستودو گفتار بر وزن (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) سروده شده است. این مثنوی چنان که از نامش پیداست در باب جهانِ معنا و مرتبهی ذات پروردگار است. در اینجا برای نمونه، گفتار اول را نقل میکنیم.
بنازم قدرت خلاقِ بیچون
نمودش خلق انسان و پری چون
که یعنی خلق کردش جن و انسان
زمین و آسمان باشد نمایان
ولی مقصود او جن است و آدم
گزیده از همه عالم مقدم
نماید بندگی باشد شناسا
بهتحقیق و یقین خلاقِ دانا
ببیند خویش آن گنجی که با او
عطا کرده است خلاقش چه نیکو
امیرالمؤمنین فرموده دیگر
شناسی نفس خود بشناس داور
حدیثی از علی اینجا شهود است
برای پیروانش رهنمود است (همان: ۱۶۹)
جمعبندی
خمسهی کیانی مشتمل بر پنج مثنوی (سعادتنامه، کشفالاسرار، کلید سعادت، گل سوری، لاهوتی) کتاب ارزشمندی است از سرودههای سیدنادرشاه حسینی کیانی که بازتاب افکار و اندیشههای دینی، عقیدتی، عرفانی و ادبی او میباشد. خمسهی کیانی بهمثابهی یکی از آثار و آفریدههای شعری کیانی از ارزش و اهمیت ویژه برخوردار است و اشعار خواندنی و معناداری را فراراه خواننده قرار میدهد. با خوانش این اثر، چهرهی عرفانی و مذهبی سیدنادرشاه بیشتر برای خواننده روشن میشود.
اشاره: مطالبی که داخل علامه […] نگارش یافته است، از اضافات نویسندهی این یادداشت است.
منبع حسینیکیانی، سیدنادرشاه. (۱۳۹۴). خمسهی کیانی. کابل: کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی.

