نویسنده: خداداد محمدی
مقدمه
شبکههای اجتماعی و در کٌل انترنت ابزاریهای ارتباطی-فناوری هستند که همهی جهان را باهم وصل میکنند. جنبهی دیداری و شنیداری دارد. با به وجود آمدنِ شبکههای اجتماعی، انترنت و سایر فناوریها، انقلابی ایجاد شد که جهان را به سرعت تغییر داد و به سخنِ معروف به یک «دهکدهی کوچک» تبدیل کرد. این فناوریها نقشِ بسیار بارزی را در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی داشته/ دارند. اما بعضاً مخالفان و نکوهشکنندگانِ خود را دارد چون این ابزار و فناوریها از دید آنها میتواند تخریبکننده و زیانبار باشند. طبیعی است و ابزارها میتوانند فواید و ضررهای خود را داشته باشد.
این برگه به روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر مشاهدات، کتابها و تجارب انجام شده و مختصری دربارهی انترنت و شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام وغیره بحث خواهد شد. در ضمن به بعضی از زیانباریها و سوگیریهای معنایی از انترنت و شبکههای اجتماعی نیز اشاره میشوند.
شبکههای اجتماعی و انترنت
انترنت و شبکههای اجتماعی چون فیسبوک، انیستاگرام، وتساپ و تلگرام از الزاماتی هستند که چارچوبهای ساختاری و اکثر ساز و کارهای روابط جمعی در جوامع انسانی جدید را بعد از وقوع انقلاب اطلاعاتی میسازند. (فکوهی، 1400: 169). نوعی از الزاماتی که یک نیاز به حساب آمده و در پیونددادنِ انسانها با یکدیگر نقش بارزی را بازی میکند. با داشتن این ابزارها هستند که گویا افراد همراه با دیگران در طی زمان و همسو با تکنولوژی و پیشرفتهای رایانهای حرکت میکنند. افراد در صورتی نداشتن این ابزارها احساس میکند که از دیگران و جریانات روز و پیشرفتهای تکنولوژیکی به نحوی عقب ماندهاند. از طرفی دیگر افراد با نداشتن این ابزار در برخی جوامع جهان سوم مثل افغانستان با تحقیر و برچسبهای روبهرو میشوند که گویا کمبودی داشته و در مرحلهای پایینتری از رشد و ترقی قرار دارند. این موارد به خصوص در روستاها مشاهده میشوند. چون انترنت و شبکههای اجتماعی امکاناتی هستند که دنیا را تغییر داده و بر روابط افراد و سایر بخشهای زندگی آنها اثر گذاشتهاند. فلهذا داشتن آنها برای برخی نعمت و برای برخی مایهی ذلت و حقارت شمرده میشوند.
شبکههای اجتماعی، انترنت و سایر امکانات رایانهای بر ساختارهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اثر میگذارند. و در بخشهای مختلف چون ارتباطات، فرهنگ، آموزش، سیاست، اقتصاد وغیره کاربٌرد دارند. در واقع دو نوع فرهنگ داریم؛ مادی و معنوی. این موارد که از آنها ذکر شد محصول ابزارهای فناوری و ملموساند و از این خاطر در قلمرو فرهنگ مادی قرار میگیرد، اما به لحاظ تعامل در بستر اجتماعی در قلمرو فرهنگ معنوی قرار میگیرد. پس میتوان گفت که این ابزارها شامل قلمرو مادی و غیر مادی فرهنگ میشوند.
از طرفی این ابزارها مخالفان خود را نیز دارند چون میتواند زیانبار و تخریبکننده باشند. البته این به فردِ استفادهکننده بستگی دارد که با چه نحوی از آنها استفاده میکند. طوریکه فکوهی مینویسد:
«انترنت، شبکههای اجتماعی و سایر این فناوریها که ما امروز با آن کار میکنیم حاصل یک انقلاب فناوری هستند که کٌل جهان را با سرعت تغییر داده و میدهند و موافقت یا مخالفت ما تأثیری در آن انقلاب ندارد. افزون بر این، ما نمیتوانیم با این ابزارها مخالف باشیم، چون استفادهای که از آنها میشود درست نیست. مثل آن است که ما بگوییم با «چاقو» مخالفیم، چون برخی از افراد با آن آدم میکشند.» (فکوهی، 1400: 170).
برعلاوه امروزه شبکههای اجتماعی زیادی وجود دارند که برخی آنها زیانبار هستند و ما به دلیل زیانباری برخی آنها نمیتوانیم با همگی مخالف باشیم. پس زیانباری انترنت و شبکههای اجتماعی به نحوهی استفاده از آنها بر میگردد و مخالفبودن آن هم به نوعی ابزار و شبکههای اجتماعی. از طرفی دیگر برخی افراد در نحوهی استفاه از این ابزار دچار نوعی بینش دوگانگی میشوند و این امر در کاربٌرد آن نوعی سوگیری معنایی به وجود میآورند که ممکن برای افراد دیگر زیانبار و تخریبکننده باشند. بنابراین در ادامه به چند نمونه از این سوگیریهای معنایی اشاره میکنیم:
- بعضاً افراد رابطه را محدود و منحصر به شبکههای مجازی میکند یعنی به همان تماس و پیام از طریق انترنت و شبکههای اجتماعی بسنده میکند. شاید ارتباط از طریق شبکههای اجتماعی خوب باشد، اما کافی نیستند. طوریکه آقای تاملینسون مینویسد: «تکامل رسانهها از اهمیت حضور فیزیکی در تجربه مردم و رویدادها کاسته است… اکنون، اهمیت مکانها از نظر فیزیکی کمتر شده است. (تاملینسون، 1400: 212؛ مَیروویتس، 1985: 7-8).
- بعضاً افراد در صورت وقوعِ یک رویدادِ نسبی و شنیدن امری مبهم دربارهی اقوام و باورهای شخصی قوم خاصی این خبر را رسانهای میکند. ممکن است که فرد از این کار نیتِ بد و تخریبکننده نداشته باشد، اما هستند افرادی که با شنیدنِ همچنین خبرهایی دچار سوگیریهای معنایی شده و در بین آنها کمنتهای ناپسند و گفتوگوهای تخریبکننده شکل گرفته و اینطوری زمینهی تبعیض و نفرت در بین افراد و اقوام فراهم میشوند. منعِ همچون مواردی را بعضی از کاربران شبکههای اجتماعی نیز بعضاً در صفحۀ شخصی شان یادآوری میکنند. پس در همچون مواردی نوعی دوگانگی معنایی استفاده از ابزارهای فناوری رخ میدهند.
- گاهی استفاده از انترنت و شبکههای اجتماعی به نوعی عادت تبدیل میشود. زمان و مکان را از انسان میگیرد و از او یک بتواره میسازد. فرد بدون توجه به زمان و مکان و نوعیت امر، چندین کار را همزمان انجام میدهد و از کم و کیف اموراتش بیبهره میماند. مثلاً هم غذا میخورد و همزمان در فیسبوک و انیستا بالا-پایین میروند. یعنی فرد گاه و بیگاه نمیشناسد و تسلیم بیقید و شرطِ این ابزارها میشود. در نتیجه این امر برای او نوعی وابستگی ایجاد کرده و باعث دوگانگی معنای زمان و مکان در وی شده و در برنامهریزی و سلسلهمراتب کارهایش خلط ایجاد میکند.
- بعضاً افراد در ارتباط با این ابزارها باعث میشوند که شکل و پیامدِ برخوردهایش دیگرگون شده و دچار دوگانگی معنایی و انواع مشکلاتی تخریبکنندهی دیگر گردند. مثلاً بعضی برخوردهای نسبی و سوءتفاهمها در بین افراد به وجود میآیند و رفته رفته بزرگ شده و حتا به شبکههای اجتماعی میرسد. این امر نه تنها به روح و روان فرد لطمه وارد میکند بلکه باعث مشکلات و درگیریهای بزرگتر در بین خانوادههای طرفین شده و کینه و عداوتها تیرهتر میشوند. ظاهراً فرد قصد تخریب شخص مقابل را دارد، اما این تخریب با استفاده از شبکههای مجازی به خانواده و بستگانِ طرف مقابل نیز سرایت میکند. مثلاً همچون موردی ممکن در ضمن حکشدن حسابی رخ بدهد که بعضاً کاربران صفحات اجتماعی در شبکههای اجتماعی اعلان میکنند.
نتیجه
انترنت و شبکههای اجتماعی و سایر ابزارهای فناوری در کنارِ دهها و صدها فواید خوب در بسترهای مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره میتوانند زیانبار و تخریبکننده نیز باشند. البته این زیانباری و تخریبکنندگی بستگی به نوعیت ابزار فناوری و فرد استفادهکننده دارد که از آنها برای چه و چه هدفی استفاده میکنند. پس بسیاری از این ابزارها زیانبار نیستند مگر اینکه افراد از آنها استفادهی نابجا نمایند.
برعلاوه افرادی هستند که در استفاده از انترنت و شبکههای اجتماعی دچار دوگانگی بینش و سوگیریهای معنایی میشوند. این دوگانگی و سوگیریهای معنایی از خلال مناسبتها، رویدادهای زندگی و بعضی سوءتفاهمها به وجود میآیند. در این گونه قضیهها هدف و مقصد بر مبنایی توقعات پیش نمیرود. افراد با استفاده از ابزار فناوری قصد غمشریکی دارد، اما این غمشریکی در جایی دیگر ممکن است که شوک و دردِ بیشتر ایجاد کند. این گونهای از سوگیریها و دوگانگیها بستگی به فرد استفادهکننده دارد و از طرفی هم به ابزارهای فناوری. برای رهایی از آن میبایست به نوعی جایگزین بیندیشیم و از طرفی فرهنگِ درست استفاده از این ابزارها را یاد بگیریم.
کتابنامه
- تاملینسون، جان. (1400)، جهانیشدن و فرهنگ. ترجمه محسن حکیمی، چاپ سوم، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
فکوهی، ناصر. (1400)، فرهنگ و رسانههای نوین. چاپ اول، تهران: همشهری.
