نویسنده: حیاتالله رهیاب
اشاره
سید نورالله تهماسبی خراسانی، شاعر و نویسنده معاصر اهل بلخِ افغانستان است. تهماسبی خراسانی تاکنون چند مجموعهشعر و کتاب منتشر کرده است. در این یادداشت، بازتاب اسطورهها را در شعرهای او بررسی میکنیم.
تعریف اسطوره
اسطوره كلمهی معرب است كه از واژهی یونانی هيستوریا به معنای «جستوجو، آگاهي و داستان» گرفته شده است. برای بيان مفهوم اسطوره در زبانهای اروپایی از بازماندهی واژه یونانی ميتوس به معنای «شرح، خبر و قصه» استفاده شده است. (فاضلی، ۱۳۹۶).
اسطوره نقلکنندهی سرگذشت قدسی و مینوی است، روای واقعهای است که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همهچیز رخ داده است. (یسنا، ۱۴۰۴). اسطورهها، داستانهای اساطیری و نخستین است و همچنان شخصیتهای اسطورهای، شخصیتهای پیشینی و افسانهای اند. اسطورهها در مفکوره انسانهای نخستین و پیشاتاریخی واقعیت تلقی میشده ولی بشر امروز بهاسطورهها با رویکرد و نگرش تخیلی و متافیزیکی نگاه میکنند. پژوهشگران و اندیشمندان از اسطورهها تعاریف گوناگونی بهدست دادهاند. آنچه در بحث ما مهم است، پیوند اسطوره و ادبیات است که ریشه در روانشناسی و روان و خاطرهی جمعی بشر دارد و مصداقهای این خاطرات جمعی _اسطورهها و شخصیتهای اسطورهای_ در ادبیات بازتاب و تجلی یافته است.
چنانچه یادآور شدیم از اسطوره تعاریف زیادی ارایه شده است. رنه ولک در کتاب نظریهی ادبیات، از فنِ شعر ارسطو نقل میکند و مینویسد: «اسطوره در فن شعر ارسطو واژهای استکه به معنای طرح، ساختمان روایی و مُثل بهکار میرود. متضاد آن لوگوس است. اسطوره روایت و داستان است و در برابر مقال دیالکتیکی یا توضیح قرار دارد و نیز در برابر فلسفه منظم، غیر عقلانی و شهودی است؛ یعنی تراژدی آشیل است در برابر دیالکتیک سقراط.» (۱۴۰۰: ۲۱۳).
سیروس شمیسا در کتاب اساطیر و اساطیروارهها بهنقل از منبعی مینویسد: «اسطوره تاریخ ایزدان است. او میافزاید، این تعریف بهنظر نمیرسد که همهی اساطیر را شامل شود، زیرا اسطوره گاهی تاریخ اقوام و پهلوانان است، یا گاهی توجیه باستانی یا بدوی پدیدههاست.» (۱۴۰۱: ۴).
در میان شاعران و سخنسرایان بزرگ زبان و ادبیات فارسی، ابوالقاسم فردوسی یکی از برجستهترین چهرهها است که در کتاب شاهنامه بهپیمانهی بالایی به اسطورهها پرداخته است. پژوهشهای صورتگرفته در سالهای اخیر نشان میدهد که اسطورههای شاهنامه ریشه در کتاب اوستا دارد. در شعر طهماسبی خراسانی اسطورهها بازتاب چشمگیر دارد و میتوان گفت کاربرد و نقش این اسطورهها در شعر خراسانی متناسب با کارکرد و نقش اسطورههای شاهنامه است.
بازتاب اسطوره در شعر طهماسبی
۱. سیمرغ پرندهی سبکبالی است که در شعر کلاسیک و متون کلاسیک ادبیات فارسی بهتکرار از آن یاد شده است. عملکردهای شگفتیانگیز این پرنده بیشتر در شاهنامهی فردوسی برجسته است؛ بهویژه در داستان زال و رستم و نقشهایی که سیمرغ در این داستان دارد. سیمرغ در شعر طهماسبی نیز در همان معنای که در شاهنامه بهکار رفته، بهکار میرود، ولی از آن در زمینهی دیگر بهره برده میشود:
البرز در برابر چشمانت، آمو در ازدحام پریشانی
سیمرغ از این معامله تب کردهست، تنها نشسته دستبهپیشانی (۱۴۰۱: ۱4)
۲. جمشید. جمشید یکی از پادشاهان ایران باستان است که شخصیت اسطورهای دارد. او به دادورزی و آزادگی شهرت دارد و پادشاهی است که مردمش او را دوست دارند:
جمشید پادشاه اهورایی در فکر یک خطابهی عالمگیر
سوفار و اشتر و بقا در دست، در کارزارِ دیو زمستانی (همان: ۱۴)
۳. هوشنگ، افریدن و فریمان نیز شخصیتهای اسطورهایاند که در داستانهای شاهنامه از آن یاد شده و در شعر طهماسبی، چنین بهکار میرود:
هوشنگ رفته تا قدحی آتش در دیگدانِ چپه بیندازد
افریدون از فراز فرود آمد، کفگیر زد برای فریمان (همان: ۱۴)
۴. گشتاسپِ پادشاه و زردشتِ پیامبر نیز دو شخصیت اساطیری و اسطورهای است که شاعر در شعرش از آنها یاد کرده است و زردشت را رادمردِ بدخشانی خوانده است:
دف در ترانهی سمنک رقصید، گشتاسپ از نشاط سمندان خوش
زردشت برگزیده شد امشب، زردشت؛ رادمردِ بدخشانی (همان: ۱۵)
۵. رستم و تهمینه از شخصیتهای مهم اسطورهای در شاهنامه است. رستم جهانپهلوان داستانِ بلند فردوسی است که در محور داستان قرار دارد. او با زنی که اهل سمنگان افغانستان است ازدواج میکند:
رستم -همان کهولت مهرآیین- اینک غضب گرفته به دین نو
اینبار در مقابل وی اما تهمینه زادهایست سمنگانی (همان: ۱۵)
۶. نوشآذر نیز یکی از شخصیتهای اسطورهای شاهنامه است که طهماسبی از او یاد میکند:
آتش پس از دو حادثه پابرجاست، نوشآذر از سروش اهورا مست
شهزادگان نشسته بهدورِ دیگ، حلوا خوش است هرچه بجوشانی (همان: ۱۵)
۷. از اسطورهها و شخصیتهای اسطورهای مردمان زیادی در زندگانیشان الهام گرفتهاند و بسا این اسطورهها انگیزه خلق کردهاند. اسطورهها با روان جمعی و خاطرهی جمعی انسانهای یک سرزمین پیوند ناگسستنی دارد و همواره کارکردهای این اسطورهها در ذهن مردمان یک سرزمین تولید و بازتولید میشود. شاعر در این بیت با اشاره بهاسطورهی کاوهی آهنگر که علیه ضَحاک مادوش، شاهِ ستمگر و بیدادگر زمانهاش شورید، برای مردم انگیزه میدهد:
ندیده است چنین و چنین نخواهد دید
درفشِ کاوه کسی بر زمین نخواهد دید (همان: ۳۰)
شاعر در بعضی از ابیاتش از چهرههای خیر و شر و انسانهای نیک و انسانهای پلید روزگاران پیشین نیز یاد میکند و تلمیح میسازد:
منم زمین خراسان، خلیل فرزندم
بهریش هرچه که نمرود هست، میخندم (همان: ۳۲)
۸. ققنوس نیز پرندهی اسطورهای است که گویند هزار سال عمر میکند و آخر میسوزد. طهماسبی در شعرش از این پرنده نیز یاد کرده است:
سلام کودکِ ققنوس، آخرین کودک!
بهبال فاجعه محبوس، آخرین کودک! (همان: ۷۱)
۹. تاثیرپذیری شاعر از شاهنامه در بازتاب اسطورهها و شخصیتهای داستانهای شاهنامه در شعر او مشهود است:
میدرم پرده پرده ظلمت را، رقص بیضاست در گریبانم
ناگهان از حوالی البرز، آتشی رخنه کرده در جانم
با اُبُهت نشسته نوشآذر، تا بهتورانیان نمایاند
پرتوی از فروغ مزدا را، جلوهای از حضورِ پنهانم (همان: 76)
۱۰. قصهها و افسانههای اساطیری نیز چاشنیبخش شعر طهماسبی است:
از پسِ کوهِ قاف میآیم، چنتهام هست پُر زِ دیو و پری
قصههای نگفتهای دارم از خودم، از جهانِ بیخبری (همان: ۴۵)
جمعبندی
اسطورهها در روان انسانها مرور میشود و انسانهای یک تاریخ و یک سرزمین با تکیه بر اسطورهها بهگذشتههایشان وصل میشوند. اسطورهها با ادبیات پیوند نزدیک دارد و ذهن و ضمیر شاعرانی که با سنت ادبی و میراث کلاسیک آشنا باشند، هیچگاه از اسطوره خالی نیست. طهماسبی خراسانی شاعر اجتماعی است که تاریخ، جغرافیا و وطن برایش عزیز است و این موضوع را میتوان در شعر او کشف کرد. بههمین دلیل اسطورهها و مؤلفههای شاهنامه در شعر او بسامد دارد. ما با استناد بهابیات و اشعارش بازتاب اسطورهها را در شعرش بررسی کردیم.
کتابنامه
- تهماسبی خراسانی، سیدنورالله. (۱۴۰۱). گاهان، چاپ دوم. بلخ: انجمن ادبی هشتبهشت.
- شمیسا، سیروس. (۱۴۰۱). اساطیر و اساطیروارهها، چاپ سوم. تهران: هرمس.
- فاضلی، محمد و مریم علیمرادی. بررسی تطبیقی اسطورههای ملی در شعر حافظ و شفیعیکدکنی. فصلنامهی تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، شماره ۱۰، پاییز ۱۳۹۶.
- ولک، رنه و آوستین وارن. (۱۴۰۰). نظریه ادبیات، ترجمهی ضیای موحد و پرویز مهاجر. چاپ چهارم. تهران: نیلوفر.
یسنا، یعقوب. (۱۴۰۴). اسطورههای اوستایی در شاهنامه. لنگرود: انتشارات سمرقند.
