ویدیو: افتتاح انجمن سید کیان

تازه ها

پربیننده ها

در شناخت گُل‌سنگ‌ها| آشنایی با شاعران معاصر افغانستان

نویسنده: حیات‌الله ره‌یاب نقش تخیّل در تصویرسازی، خوانشِ چند شعرِ...

اندیشیدن در فرایندِ آزمون

نویسنده: یعقوب یسنا به برداشتِ من، ما در اندیشیدن و...

زاویه‌ی دید در داستان «عبدل بیتل آمده بود این‌جا بمیرد»

نویسنده: علی‌خان حلیمی زندگی‌نامه محمدحسین محمدی در سال 1354 خورشیدی...

عقب‌نشینی لایتناهی مدلولِ متعالی در غزلی از مولانا

یعقوب یسنا چندی پیش، این غزل مولانا را «آن‌که بی‌باده...

معرفی دیوان غزلیات سید نادرشاه الحسینی کیانی

نویسنده: یعقوب یسنا دیوان غزلیات پیر سید نادرشاه الحسینی کیانی...

چگونگی شکل‌گیری جریان شعر نیمایی در ایران و افغانستان

نویسنده: یعقوب یسنا   

شعر معاصر فارسی در ایران و افغانستان با جریان شعر نیمایی آغاز می‌شود و سپس گونه‌های دیگر شعر معاصر از جمله شعر سپید رواج می‌یابند. این دو جریان تنها در ایران نه، بلکه در حوزه‌های دیگر زبان فارسی دری از جمله در افغانستان نیز از جریان‌های شناخته‌شده‌ی شعر معاصر فارسی اند.

این‌که نخستین جریان شعر معاصر فارسی دری در همه‌ی حوزه‌های زبان فارسی دری از جمله در ایران، افغانستان و تاجیکستان رواج پیدا می‌کند، نشان‌دهنده‌ی این است‌که زبان و ادبیات فارسی دری فراتر از تفکیک جغرافیای سیاسی ایران، افغانستان، تاجیکستان و… یک حوزه‌ی زبانی، ادبی و شعری است. مصداق این ادعا رواج نخستین جریان شعر معاصر فارسی (نیمایی) در سراسر حوزه‌ی کشورهای فارسی دری است.

نخستین جریان کلاسیک شعر فارسی دری ‌ـ‌که سبک خراسانی باشدـ از یک بخش جغرافیای زبان فارسی رواج یافت و بر کل جغرافیای زبان فارسی دری گسترش پیدا کرد؛ همین‌طور سبک عراقی، سبک هندی و… نیز از یک بخش جغرافیای زبان فارسی دری در سراسر جغرافیای زبان فارسی گسترش یافته‌اند. جریان‌های شعر معاصر مانند جریان‌های شعر کلاسیک هم‌چنان از یک بخش قلم‌رو زبان فارسی دری در کلِ قلم‌رو زبان فارسی دری رواج یافته‌اند.

اگرچه نام زبان و شعر فارسی دری در روزگار معاصر گاهی دچار تفکیک و دسته‌بندی‌های سیاسی بر اساس جغرافیا و روایت‌های ملی شده است، اما زبان و شعر فارسی دری فراتر از دسته‌بندی جغرافیا و نام‌های سیاسی و ملی زبان (فارسی، دری، تاجیکی) وحدت فرهنگی، زبانی، ادبی و شعری خود را از رودکی تا نیما حفظ کرده است.

بر این اساس بررسی جریان‌های شعر معاصر فارسی دری در حوزه‌های متفاوت جغرافیای سیاسی زبان فارسی دری کمک می‌کند تا درک شود که این جریان‌ها از یک حوزه‌ی سیاسی زبان فارسی دری به حوزه‌های سیاسی دیگر زبان فارسی دری چگونه رواج یافته‌اند. تفاوت‌های زمانی این رواج چند سال بوده؟ تاثیرگذاری یک حوزه‌ی ادبی بر حوزه‌های ادبی دیگر جغرافیای سیاسی زبان فارسی دری چگونه بوده است؟ و از نظر ادبیت، محتوا و مضمون چه تفاوت‌هایی دارند؟

بنابر دریافت روش‌های علمی معاصر نمی‌توان تاکید کرد که ارایه‌ی شناخت از پدیده‌ای کاملاً پذیرفتنی است و نباید بر آن شک کرد (عزتی، 1395: 27)، زیرا واقعیت این است‌که معرفت در علوم معاصر بر اساس شک و تحقیقات بیش‌تر توسعه پیدا می‌کند. بنابراین پژوهش‌گران زیادی به یک موضوع از چشم‌اندازهای متفاوتی می‌پردازند. به آن‌چه در این یادداشت به نخستین شکل‌گیری جریان شعر نیمایی در ایران و افغانستان پرداخته می‌شود، در واقع یکی از چشم‌اندازها درباره‌ی این موضوع می‌تواند باشد.

اما آن‌چه مهم است و باید گفته شود این است‌که شکل‌گیری پدیده‌های ادبی با پدیده‌ها و روی‌دادهای فرهنگی و اجتماعی ارتباطِ فرایندی دارد، یعنی هیچ پدیده‌ای ادبی به یک‌بارگی و اتفاقی به وجود نیامده است، بلکه پیشینه‌ای دارد و نتیجه‌ی فرایند اجتماعی و فرهنگی است. بر این اساس شکل‌گیری جریان شعر نیمایی در ایران و افغانستان بر اساس پیشینه‌ای ادبی و بنابر فرایند اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته‌ است.

نوع شعری‌که نیما ارایه می‌کند، به این معنا نیست‌که هیچ پیشینه‌ای ادبی نداشته است و بی‌هیچ ارتباطی با شعرهای پیشین و با مناسبات اجتماعی و فرهنگی سروده شده است. گونه‌ی شعری‌که نیما ارایه می‌کند پیشینه‌ای در شعر مشروطه دارد، زیرا تجدد ادبی از آن دوره آغاز شد و شاعرانی مانند تقی رفعت، جعفر خامنه‌ای، شمس کسمایی، میرزاده‌ی عشقی، ابوالقاسم لاهوتی (حقوقی، 1371: 94) و… نمونه‌هایی نسبتاً ابتدایی‌ای را ارایه داده‌اند که سرانجام در کار نیما به شعر نیمایی تحول و تکامل یافته‌اند.

شعر نیمایی در افغانستان نیز به یک‌بارگی اتفاق نیفتاده است، بلکه بنابر پیشینه و فرایندی شکل گرفته و رواج یافته است. به این معنا که در شعر افغانستان پیشینه‌ای از تجدد وجود داشته است، پیکار کهنه و نو در انجمن‌های ادبی بوده (قویم، 1393: 61) و شاعرانی به تاثیر از ترجمه و با آشنایی شعر نیما نمونه‌های ابتدایی‌ای ارایه کرده که نزدیک به شعر نیمایی بوده‌اند.

به پدیده‌ی ادبی و به هر پدیده‌ای اگر در مناسبات فرایندی آن توجه صورت گیرد، پیشینه‌ی آن بیش‌تر قابل درک می‌شود. شعر و جریان‌های شعری، مجزا از فرایندهای اجتماعی و فرهنگی نیستند، بنابراین برای درک درست جریان‌های شعری نیاز به بررسی مناسبات اجتماعی و فرهنگی‌ای است‌که جریان‌های شعری به عنوان بخشی از این مناسبات و فرایند استند.

بر اساس این دیدگاه پدیده‌ی ادبی بخشی از فرایند اجتماعی و فرهنگی است‌که بر روی‌دادهای اجتماعی و فرهنگی تاثیر می‌گذارد و هم‌زمان از روی‌دادهای اجتماعی و فرهنگی تاثیر می‌پذیرد. اگر به پیشینه‌ی شعر معاصر که با تجدد ادبی آغاز می‌شود دقت شود، دیده می‌شود که شعر معاصر بیش‌ترین کنش متقابل را با روی‌دادهای اجتماعی و فرهنگی معاصر داشته است. کنش متقابل شعر با روی‌دادهای اجتماعی و فرهنگی در واقع یکی از ویژگی‌های معاصریت در شعر است. اگر شعر این کنش متقابل را نداشته باشد، به گونه‌ای از مناسبات اجتماعی و فرهنگی روزگارش دور می‌شود و معاصریتی‌که برای شعر لازم است، آن را از دست می‌دهد.

بنابراین بهتر است شکل‌گیری جریان شعر نیمایی در ایران و افغانستان بنابر مناسبات اجتماعی و فرهنگی آن بررسی شود که پیشینه‌ی ادبی و خاست‌گاه اجتماعی و فرهنگی این جریان شعری به ‌خوبی درک شود. بسیاری به این اکتفا کرده‌اند که نخستین شعر نیمایی در این زمان در ایران و در این زمان در افغانستان سروده شده است، اما چندان توجهی به پیشینه و چگونگی شکل‌گیری جریان شعر نیمایی به‌ویژه در افغانستان نشده است.

در کتاب‌هایی‌که درباره‌ی رواج شعر نیمایی در افغانستان اشاره شده، معمولاً گفته شده که نخستین نمونه‌ی شعر نیمایی در این تاریخ سروده شده است. چنین اشاره‌هایی نمی‌توانند جنبه و اهمیت پژوهشی داشته باشند. بنابر معرفت تحقیقی، درست این است‌که چگونگی شکل‌گیری شعر نیمایی در افغانستان و پیشینه‌ی ادبی و ارتباط آن با شعر نیمایی در ایران بیش‌تر بررسی شود تا مشخص گردد شعر نیمایی چگونه و با چه تفاوت زمانی و ادبی در ایران و افغانستان رواج یافته است.

کتاب‌نامه

حقوقی، محمد. (1371). شعر نو از آغاز تا امروز. تهران: روایت.

عزتی، مرتضی. (1395). روش تحقیق در علوم اجتماعی، ویرایش سوم، چاپ دوازدهم. تهران: نور علم. قویم، عبدالقیوم. (1393). مروری بر ادبیات معاصر دری، چاپ چهارم. کابل: سعید.

spot_imgspot_img