صفحه نخست فرهنگ و ادب ادبیات از ایماژهای امروزی تا اعتراض در شعر علی‌اکبر یاغی‌تبار

از ایماژهای امروزی تا اعتراض در شعر علی‌اکبر یاغی‌تبار

0

نویسنده: حیات‌الله ره‌یاب

نیما یوشیج در صفحه‌ی ۶۳۴ کتابِ «نامه‌ها» می‌نویسد: شاعربودن یعنی همه‌کس بودن. به‌جای همه کسان فکر کردن و رنج‌آوردن در دل همه‌کس و همه‌چیز بودن و با زبان حال همه‌کس و همه‌چیز حرف‌زدن. (جورکش، ۱۳۸۲: ۷۳).
درکِ نظریه‌ی شعری نیما در فهم هنجارشکنی‌های او در فُرم و محتوای شعر پارسی بسیار ضرور می‌نماید. تقلاهای نیما برای رهایی از بن‌بست در شعر پارسی درخور تامل و ارزش‌گذاری است. نیما در کنار این‌که شاعر پیش‌رو در سبک و قالبِ نو است، در حوزه‌ی نظریه‌پردازی و بوطیقای شعر نیز بسیار قلم زده و نوشته است. این نظریه‌ی نیما را می‌توان در شاهدمثال‌ها خوب‌تر فهم کرد. نظر به‌باور نیما، شاعر باید بتواند احساس دهقانِ نشسته بر مزرعه که به‌گندم‌زار نگاه می‌کند را روایت کند. شاعر باید بتواند احساس ماهی‌گیر آسوده‌خیالی را که در کنار ساحل لَم داده و به‌فراسوی بحر نگاه می‌کند، در خویش بازآفرینی و تجربه کند. شاعر باید بتواند احساس زنی را که شوهرش در جنگ دفاع از خاک و وطن کشته شده را درونی کند و روایت نماید. شاعر باید بتواند سرمای یک زمستان که برف هم‌چنان می‌بارد را متجسد سازد. شاعر باید بتواند به‌جای چوپانِ تنها در کوه‌سار، بوی تازه‌ی علوفه و گُل و گیاه تازه‌روییده‌ی بهاری را استشمام کند و لذت ببرد و هزار و یک از این بتواندها بایستی در توان شاعر باشد.

نیما برای شعر نو چهار مولفه‌ی اصلی را الزامی می‌پندارد:

استغراق، ابژکتیوته، وصف و روایت.

نیما با برشمردن این چهار ویژگی اصلی برای شعر نو در پی نقد شعر کلاسیک است‌که از این ویژگی‌ها تهی بوده است. استغراق بیان‌گر این مفهوم است‌که شاعر باید همه را شامل شود. همان موضوعی‌که در اول یادآور شدیم: شاعر بایستی به‌جای همه بیندیشد و به‌جای همه احساس کند. مولفه‌ی دوم در نظر نیما، ابژکتیوته است؛ یعنی شعر Subjective و انفعالی و ذهنی نباشد، بلکه عینی و  Objective باشد. نیما باورمند است‌که شعر کلاسیک سراسر متکلم وحده بوده و Monolog است در حالی‌که شعر نو بایستی صفت چندآوایی و Dialogue را دارا باشد. سومین ویژگی شعر نو از نظر نیما، وصف است؛ وصف جزبه‌جز پدیده‌ها نه وصف کلی پدیده‌ها. نیما کلی‌گویی و کلی‌بافی را از شاخصه‌های شعر کلاسیک می‌پندارد. به‌باور او کلمات در شعر باید مفاهیم ذهنی را عینی کند. چهارمین شاخصه‌ی شعر نو از نظر نیما، روایت است. روایت بیان منسجم رخ‌دادها است.

تا این‌جا مروری داشتیم بر نظریات نیما در خصوص ویژگی‌های شعر نو. حالا با در نظرداشت این ویژگی‌ها به‌بررسی اشعار علی‌اکبر یاغی‌تبار می‌پردازیم تا ببینیم اشعار این شاعر در این زمینه چه اندازه از این مختصات بهره‌مند است.

یاغی‌تبار شاعر و ترانه‌سرای معاصر ایرانی است. شعر یاغی‌تبار بیش‌ترینه به‌دلیل نوعی طغیان و عصیان علیه همه‌چیز و همه‌کَس شهرت دارد. در این یادداشت، چند شعر از مجموعه‌ی «دم‌های بی‌وادم» مورد بررسی قرار گرفته است. اشعار این مجموعه، بیش‌تر غزل است. علاوه بر غزل چند چارپاره و غزل‌-مثنوی، ترانه، نیمایی نیز در این مجموعه آورده شده است.

یاغی‌تبار یکی از شاعرانی است‌که بر تنِ غزل به‌مثابه‌ی قالب کلاسیک، لباسِ نو که تصاویر و ایماژهای امروزین می‌باشد، پوشانده است و یکی از شاعرانِ جریان غزلِ نوسرایی‌ست. از میان قالب‌های کلاسیک شعر فارسی، تنها غزل توانسته است با وجود داشتن جواز رسمیت کلاسیک در حافظه‌ی خود گه‌گاه از شرایط و جواز جدیدتر نیز استفاده کند و قابلیت انعطاف و پوست‌اندازی خیره‌کننده‌ای دارد. (۱۴۰۴: ۴۷).

مولفه‌های شعر یاغی‌تبار

۱. نگاهِ نهیلیستی
رگه‌های پوچ‌گرایی و داشتن نگاه نهیلیستی در غزل‌های یاغی‌تبار به‌چشم می‌خورد.
ای پر از من! منِ دور از تو چنان از پوچی
شده‌ام پر که نفس‌های زمان از پوچی
ای پر از من! منِ بعدِ تو چنان از خالی
شده‌ام پر که دل و دست و زبان از پوچی
شده سرریز و بلند است مرا تا به ابد
ناله‌ی آی امان آی امان از پوچی
نیستی  و من و اوزان و قوافی هیچیم
بازگرد و همه را وابرهان از پوچی
نیستی بی‌تو ردیف غزل وحشی من
شده چون بانگ جرس، جامه‌دران از پوچی
بازگرد ای تو که باز از تو لبالب بشوم
آن‌چنان از تو لبالب که جهان از پوچی (۱۳۹۶: ۱۷-۱۸)

فضای غزل در کلیت از پوچی حکایت می‌کند. ردیفِ «از پوچی» در آخر هر بیت تکرار شده و کلمه‌ی پوچی به‌تکرار این مفهوم را در ذهن خواننده تولید و بازتولید می‌کند. شاعر، نفس‌های زمان، دل، دست و زبان را از پوچی پر می‌بیند و در آخرین بیت، جهان را لبالب از پوچی تعریف می‌کند. آن‌چه قبلاً نیز اشاره کردیم نوعی عصیان و اعتراض سراسر در شعر یاغی‌تبار جاری است و این اعتراض را می‌توان با پوچ‌انگاری همه‌چیز در این غزل مشاهده کرد.
یاغی‌تبار غزل‌های دیگر نیز با این فضاسازی‌ها سروده است:
از هر طرف محاصره در هیچم؛ دنیا حریف زجر روانم نیست
من گور دسته‌جمعی انسانم؛ گویا کسی مقیم جهانم نیست (همان: ۱۹)
معمولاً هیچ‌و‌پوچ‌انگاری آخرین مرحله‌ یا ممکن‌ترین توصیفی است‌که یاغی‌تبار از درد و رنج‌ها افاده می‌کند.

۲. تصاویر و ایماژ‌های امروزین
آن‌چه بیش‌تر زمینه‌ی هم‌ذات‌پنداری شاعر و خواننده را ممکن می‌سازد، برخورداری شعر از تصاویر و مفاهیم امروزین است‌که شاعر و خواننده را در تجربه‌های مشترک و هم‌سان قرار می‌دهد. شعر یاغی‌تبار از تصاویر، مفاهیم، سوژه و ابژه‌های امروزی برخوردار است:
زمین دربه‌در قبر درسوخته، بشر سربه‌سر بانگ خر در چمن
دمیدن به‌جسمی که جان کنده است، دویدن پیِ لقمه‌نانی که نیست (۱۳۹۶: ۲۴)
دست‌پخت خانم اندیشه چیزی نیست جز
کاسه‌‌ی آش نخورده، با دهانِ سوخته (همان: ۵۰)
بهشت نسیه خریدیم و دل‌خوشیم به‌آن
مسلم است‌که این فکر اقتصادی نیست (همان: ۷۱)

۳. گلایه‌ی صریح از محبوب
شاعران عموماً از بی‌وفایی، فراق و عدم توجه محبوب شکایت کرده‌اند ولی یاغی‌تبار از محبوب به‌گونه‌ی امروزی و با زبان و لحن خیلی صریح گلایه می‌کند:
وقتی شکوفه‌دادن ما ننگ باغ بود
پرپرشدن به‌پای تو نوعی نفاق بود (همان: ۵۱)
گفتیم در نگاه تو چندی شنا کنیم
دریا نبود لعنتی!! باتلاق بود (همان: ۵۲)

۴. کابرد مفاهیم عام و مردمی
برخلاف شعر بعضی از شاعران که بیش‌تر طرف‌دار نوعی تکلف در شعرند، شعر یاغی‌تبار از مفاهیم عام و مثل‌های زنده‌ی زندگی مملو است. این خصوصیت شعر یاغی‌تبار زبان شعر او را ساده و هم‌دلانه می‌سازد:
حالا که خاک پای دل خاکیِ توام
از خودگشتگی کن و از من عبور کن! (همان: ۵۶)
عزیز خاطر یاغی شدن که چیزی نیست
عروس مادر او نیز می‌شوی کیجا! (همان: ۷۰)
قلب از جهان چل پاره… چشم از خشم باران، تر
دنیا نخواهد دید از من درب و داغان‌تر (همان: ۹۲)

۵. اعتراض
روحیه‌ی اعتراضی و طرح فکر انتقادی در شعر یاغی‌تبار بسامد زیادی دارد و نمونه‌های بسیار می‌توان یافت‌که شاعر بعضی از تفکراتی که در جامعه سایه افکنده را نقد می‌کند:
من مرید پیمبر دردم
از نَه‌مردان امان نمی‌گیرم
با روان گرسنه می‌میرم
صِله از سفلگان نمی‌گیرم (همان: ۸۸)
من پلنگ بُرنده دندانم
از شغالان قفا نخواهم خورد
سفره‌ام از گرسنگی سبز است
نان به نرخ شما نخواهم خورد (همان: ۹۰)

مجموعه‌شعر دم‌های بی‌وادم سروده‌ی علی‌اکبر یاغی‌تبار در قالب‌های غزل، غزل‌مثنوی، ترانه و نیمایی از مولفه‌های متفاوتی برخوردار است‌که هر کدام به‌شعر او رنگ و خصوصیت می‌بخشد. زبان شعر یاغی‌تبار ساده و عام‌فهم است ولی پیچیدگی‌ها و گِره‌اندازی‌های هنری زیادی را می‌توان در شعر او برشمرد.

کتاب‌شناسی
جورکش، شاپور. ۱۳۸۲. بوطیقای شعر نو. تهران: ققنوس.
یاغی‌تبار، علی‌اکبر. ۱۳۹۶. دم‌های بی‌وادم، چاپ دوم. تهران: نیماژ.
بهرامیان، روح‌الله. ۱۴۰۴. عناصر و ممیزه‌های شعر امروز افغانستان. فصل‌نامه‌ی پارسی‌بان در گستره‌ی ادبیات و فرهنگ، سال دوم، شماره شانزدهم، تابستان ۱۴۰۴. نشر الکترونیک.

بدون نظر

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

Exit mobile version