پوهاند دکتور عبدالقیوم قویم
ظاهراً از نخستین پژوهشهاییکه در بارهی ناصر خسرو در افغانستان صورت گرفته است، رسالهی «یمگان» از نویسنده و شاعر مشهور و بلند پایهی زبان فارسی دری، استاد خلیلی است. این اثر که سالها قبل به زیور چاپ آراسته شده بود، در سال ۱۳۶۹ خورشیدی با مقدمه و ویرایش سید نورالحق کاوش، ضمیمهی شمارهی (۴) مجلهی حجت، تجدید چاپ گردید. رسالهی یمگان با آنکه از نگاه حجم کوچک است، اما از نظر محتوی بزرگ میباشد.
قبل از نگاشتن و چاپ رسالهی یمگان در بارهی آرامگاه ناصر خسرو، حدس و گمانهایی وجود داشتکه گویا آرامگاه این حکیم فرزانه در قبادیان تاجیکستان است، اما استاد خلیلالله خلیلی این حدس و گمانها را به گونهای دیگر تسجیل کرد. او به معیت مرحوم حافظ نور محمد کهگدای مبنی بر معلوماتیکه از باشندگان درهی یمگان بدخشان افغانستان شنیده و اسنادیکه به دسترس وی قرار گرفته بود، به درهی یمگان رفت و پس از تجسس زیاد، قبر ناصر خسرو را که سالها در آنجا متواری و مقیم بود کشف کرد و یک حقیقت مسلم را بر ملا ساخت.
خلیلی در این رساله توضیح داد که وی از متولیان آرامگاه حکیم ناصر خسرو اسناد مهمی را به دست آورد که برای ناصر خسرو شناسی ارزش زیاد دارند.
خلیلی گزارش سفر خود را بار نخست در شمارههای ۲۳ تا ۳۰، سال ۱۳۳۸ مجلهی «ژوندون» به عنوان «یادی از درهییمگان» منتشر کرد و به تعقیب آن در ۹ قوس ۱۳۳۸ رسالهی یمگان را با کوشش نشریهی «انیس» به زیور چاپ آراست.(۱)
همان طور که میدانیم رسالهی یمگان در رمینهی ناصر خسرو شناسی یک مدرک مهم به شمار میرود. در این رساله در بارهی چگونگی آرامگاه و ساختمان و نگهداری آن، راجع به سوانح و آثار ناصر خسرو و بعضی اسناد مخطوط معلومات داده شده است .(۲)
از پژوهشهایی دیگر راجع به حکیم ناصر خسرو، تحقیقی است از زندهیاد کاندید اکادمسین دکتور اسد الله حبیب، تحت عنوان «تجلی شاعرانهی اساطیر در روایات تاریخی در قصاید ناصر خسرو» که در شمارهی اول سال (۱۳۶۹) مجلهی حجت ارگان نشراتی کانون حکیم ناصر خسرو بلخی به چاپ رسیده است.
دکتور حبیب در این پژوهش از ارایهی معلومات در بارهی چگونگی اسطورهها و آثار ادبی اساطیری، از بهرهگیری ابو معین حمیدالدین ناصر خسرو قبادیانی بلخی، از دستگاه وسیع و غنی اساطیر و روایات یاد میکند و متذکر میشود که این رساله برای درک جمالشناسی شاعر بسیار پر ارزش است.
به نظر دکتور حبیب تداعی خیالی جمشید در قصاید ناصر خسرو چندگانه استکه پهلوهای گوناگون یک رمز هنری به شمار میآیند. نخست جمشید رمز جلال و شوکت بیمانند استکه در چنگ روز قهار به گرداب تباهی فرو افگنده شده است، چنانکه در بیتی میگوید:
اگر پسند نیاید ترا بدان کین و عدل
هزار بار نکوتر ز تخت و ملک جمست
دیگر جمشید در جنب عظمتی تباه شده که نماد کیفردهی زمانه است. او تا وقتیکه به حق گردن نهاده بود، پاداش نیکی را نیکی یافتکه دیوان همه منقاد او بودند، اما زمانیکه نا فرمانی کرد، فرهی ایزدی از دستش رفت و گرفتار خواری و زبونی شد.
همین گونه در قصاید ناصر خسرو در بارهی هوشنگ، ضحاک، فریدون، کیقباد، سام نریمان، رستم و سهراب، بیژن و منیژه و اسفندیار تعبیرهای رمزی و اسطورهای آمده استکه کاربرد آنها رنگ خاص سخنآرایی به شعر ناصر خسرو بخشیده است.
پژوهش دیگر توسط محقق غنی نیکسیر تحت عنوان ناصر خسرو و برخی از جرقههای شعری او صورت گرفته است. او تذکر میدهد ناصر خسرو بلخی شاعر توانای زبان دری استکه فکر را در خدمت اخلاق نهاده و دانش و خرد را عنوان اندیشه و فکر خودش در طول ممارستهای ذهنی خود ساخته است. نویسنده در تحقیق خود مثالهای زیادی از اشعار ناصر خسرو آورده استکه بر مدار جانبداری از خرد و دانش میچرخد.(۴)
در این مورد به دو مثال از اشعار ناصر خسرو میتوان بسنده کرد:
خواب و خور است کار تو ای بیخرد جسد
لیکن خرد به است ز خواب و ز خور مرا
من با تو ای جسد چه نشینم در این سرای
کایزد همیبخواند به جای دگر مرا
****
ز دانش زنده مانی جاودانی
ز نادانی نیابی زندگانی
بزرگی جز به دانایی مپندار
که نادان همچو خاک راه شد خوار
دکتور اسدالله حبیب در پژوهش خود راجع به موسیقی شعر ناصر خسرو نیز حرف زده است. او اذعان داشته که یکی از وجوه جمالشناسی شعر ناصر خسرو موسیقایی آن است. او میپندارد که ناصر خسرو با گزینش وزنهای رقصان، شعر را مزیت خاص بخشیده است. در اوزان اشعار نقش تکرار واژهها از مسایل قابل توجه میباشد و به مدد این تکرارها هم وزن درونی ایجاد میشود و هم وزن بیرونی.(۵)
پوهنیار نصیر سهام نیز تحقیقی دارد به عنوان «تحلیل عقاید اجتماعی ناصر خسرو». او در مقالهاش پس از تذکر در بارهی تاریخ سیاسی و اجتماعی مشرق زمین و به خصوص خراسان، باورهای اجتماعیگرایی ناصر خسرو را بیان میکند و تذکر میدهد که ناصر خسرو همواره علیه ظلم و ستم مبارزه میکرد و بشردوستی را در محراق توجه خود قرار می داد و به این گفته تاکید می ورزید:
خلق همه یکسره نهال خدایند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن (۶)
در ردیف نوشتههای محققان افغانستانی، زندهیاد استاد محمد شاه واصف باختری نیز تحقیقی دارد به عنوان «ناصر خسرو و نقد فلسفه». او مى نويسد: «ما می دانیم ناصر خسرو حكيم فرزانه بود. او مباحث فلسفه را در بعضی از کتابهایش مورد مداقه قرار داد. ناصر خسرو در زادالمسافرین و جامعالحکمتین از گفتههای افلاتون، ارستو، محمد بن زکریا رازی فراوان یاد کرده است. ناصر خسرو در رد اندیشههای رازی بهويژه در پیرامون پیشینه بودن گوهر نخستین (هیولا) ابراز نظر كرد.
ناصر خسرو راجع به قولهای گو ناگون دانشهای روزگار خودش، چون حواس و اجسام، نفس و هیولا، مکان و زمان، ترکیب و حدوث جهان، چگونگی پیوند جسم به نفس و نفس به جسم و امثال آن توضیحاتى را ارايه داشت.»(٧)
همین گونه نیز شفیقه یارقین و نیلاب رحیمی پژوهشهای در بارهی این ابرمرد خرد و اندیشه دارند. همچنان دوست محمد پروانی اندیشههای آموزشی حکیم را مورد پژوهش قرار داد. صاحب نظر مرادی مقالهای را تحت عنوان معماری اسلامی در سفرنامه منتشر کرد.
در ماه حوت سال (۱۳۶۵ ش) سیمینار بینالمللی در بارهی ناصر خسرو در کابل دایر گردید. در این سیمینار علاوه بر محققان افغانستانی، بعضی از دانشمندان خارجی نیز اشتراک کرده و مقالههایی را ایراد نموده بودند. از محققان افغانستانی، اشخاص زیر را میتوان نام برد که هر کدام از آنها مقاله ایراد کرد:
– زندگی نامه حکیم ناصر خسرو از زنده یاد استاد اکادمیسین دکتور عبدالاحمد جاوید.
– بر رسی وضع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی در عصر ناصر خسرو از محقق عبدالله مهربان.
– بررسی نحوه بازتاب تضاد طبقاتی در آثار ناصر خسرو از مرحوم پوهاند دکتور جلال الدین صدیقی.
– بازتاب اوضاع اجتماعی در دیوان ناصر خسرو از استاد محمد صالح راسخ.
– تکوین افکار فلسفی ناصر خسرو قبادیانی از عبدالله کشتمند.
– لذت از دیدگاه ناصر خسرو از مایل هراوی.
– برخی از نمودهای داستانی در سفرنامهی ناصر خسرو از زندهیاد رهنورد زریاب.
– ویژگیهای زبانی ناصر خسرو در سفرنامه از مرحوم پوهاند دکتور محمد حسین یمین.
– ژانر های فرهنگ مردم در سفرنامهی ناصر خسرو از شمسالدین ظریف صدیقی.
– زبان شناسی و ناصر خسرو از مرحوم استاد عینالدین نصر.
– دیالکتیک ماده و معنی در زادالمسافرین از گل احمد یما.
– عبور ناصر خسرو از پنجشیر از نیلاب رحیمی.
این مقالهها در مجموعهی «دانای یمگان» به همت انستیتوت زبان و ادبیات دری مرکز زبان و ادبیات اکادمی علوم افغانستان به چاپ رسیده است. کار اهتمام این مجموعه را سرمحقق محمد حسین فرمند از اعضای دانشمند اکادمی علوم به عهده داشت.
یکی از پژوهشهایی مهم به نام «ناصر خسرو بلخی» استکه توسط عبدالوهاب طرزی نوشته شده و در ماه ثور 1355 از طرف موسسهی انتشارات کتب بیهقی به چاپ رسیده است. این کتاب دارای چند فصل است، بدین ترتیب:
فصل اول: نگاهی بر زندگانی ناصر خسرو.
فصل دوم: جریان فکری باطنیان و طریق اسماعیلیه.
فصل سوم: مؤلفات ناصرخسرو بلخی.
فصل چهارم: آرامگاه ناصر خسرو در یمگان بدخشان.
فصل پنجم: در خاتمهی کتاب (13)
هر فصل مذیل به عناوین جداگانه که هرکدام با عنوان اصلی ارتباط دارد، میباشد. به همین ترتیب سه کتاب از طرف دکتور عبدالغنی برزین مهر نوشته و چاپ شده استکه دارای عناوین ذیل اند:
– کتاب ضربالمثلها در لابلای دیوان ناصر خسرو.
– کتاب زندگی ناصر خسرو در لابلای دیوانش.
– ناصر خسرو در لابلای تذکرهها.
یکی از کتابهایی مهم تحقیقی در افغانستان کتاب «دیدگاههای ناصر خسرو در مسأله جبر و اختیار» استکه توسط سید نورالحق کاوش، استاد اسبق دانشکدهی شرعیات دانشگاه کابل نوشته شده و توسط کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی در سال 1371 در شهر پلخمری به چاپ رسیده است. این کتاب دارای فصول ذیل است:
فصل اول: طرح مسأله جبر و اختیار.
فصل دوم: منابع ناصر خسرو در جبر و اختیار.
فصل سوم: جبرگرایی.
فصل چهارم: اختیارگرایی.
فصل پنجم: تحیر وندانمگرایی در جبر و اختیار.
فصل ششم: میانهگزینی در جبر و اختیار. (14)
نورالحق کاوش با اتکا به اشعار و گفتههای ناصر خسرو در آثار وی، مسألهی جبر و اختیار از نظر ناصر خسرو را به گونهای بسیار دقیق مورد مداقه قرار داده و چگونگی این مقولات فلسفی را توضیح داده است. او بیان میدارد که ناصر خسرو در فهم این مقولات توانمندی زیاد دارد. از حکیمی چون ناصرخسرو داشتن این توانمندی یک امر محقق میباشد.
تحقیق دیگر از پوهاند دکتور محمد افضل بنوال، تحت عنوان «حکیم ناصر خسرو» است. همچنان پوهندوی محمد ابراهیم بامیانی، مقالهای به عنوان «حکیم ناصرخسرو در سفر از گذرگاه قباد یا بلخ تا چاه آب تخار» (15) را نوشته است.
البته تحلیل همهی این پژوهشها مستلزم نوشتن کتاب حجیم خواهد بود. اما نویسنده این سطور به تذکر همین معلومات فعلاً بسنده کرد.
نباید فراموش کرد که یکی از جدیدترین پژوهشها در بارهی حکیم ناصرخسرو، تحقیقی است پیرامون زیباییشناسی اشعار این بزرگ مرد از خانم دکتور سلوی نوری قریشی استاد دیپارتمنت ادبیات فارسی دری دانشکدهی زبان و ادبیات دانشگاه کابل. این اثر در حقیقت پایاننامهی دکتری وی استکه تحت رهنمایی نویسندهی این سطور نوشته شده است.
لازم به یادآوریستکه کار ناصر خسرو شناسی در افغانستان تا حدی زیاد با صرف مساعی الحاج سید منصور نادری کیانی رییس کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی صورت گرفته است. وی در تدویر سیمینارها و ایجاد گالری با شکوه نقاشی پیرامون زندگی ناصر خسرو کوشش و توجه زیاد کرده است. گالری نقاشی مذکور در اثر تلاش نقاش معروف صدیق دانش تعبیه شده و خطالسیر سفر ناصرخسرو از بلخ تا مصر را نشان میدهد.
باید افزود، در برخی از دانشگاههای افغانستان، اشعار این حکیم مورد تدریس قرار میگیرد و راجع به او در برخی از مجلههای مهم کشور چون حجت، خراسان، ادب و امثال آن، پژوهشهایی به نشر رسیده است.
کتابنامه و پانوشتها
خلیل الله خلیلی، یمگان، مجلهی حجت، ضمیمهی شماره (4)، با مقدمه و ویرایش سید نورالحق کاوش، کابل 1369، ص 2.
همان اثر، ص ص 13-46.
اسدالله حبیب، مجلهی حجت، شمارهی اول، سال اول (1369)، ص ص 43-57.
اسدالله حبیب، مجلهی حجت، شمارهی چهارم، سال اول، 1369، ص ص 1-11.
غنی نیک سیر، مجلهی حجت، شمارهی دوم، سال اول (1369) ص ص 52-64.
ناصرخسرو، دیوان، به کوشش مجتبی مینوی، چاپ دوم، 1366، ص 17.
محمدشاه واصف باختری، مجلهی حجت، سال دوم، شمارهی دم، 1370، ص ص 13-27.
شفیقه یارقین مجلهی حجت، همان شماره.
نیلا رحیمی مجلهی حجت، همان شماره.
دوست محمد پروانی، مجلهی حجت، سال دوم، شمارهی سوم 1370، ص 43.
صاحبنظر مرادی، مجلهی حجت، سال دوم، شمارهی چهارم، 1370 ص ص 90-102.
مجموعهی مقالات سیمینار بینالمللی ناصرخسرو، کابل، 1366.
عبدالوهاب طرزی، ناصرخسرو بلخی، کابل، 1355.
نورالحق کاوش، دیدگاههای ناصر خسرو در مسألهی جبر و اختیار، پلخمری 1371.
مجلۀ حجت، شمارهی اول، سال چهارم، 1394.

