ویدیو: افتتاح انجمن سید کیان

تازه ها

پربیننده ها

در شناخت گُل‌سنگ‌ها| آشنایی با شاعران معاصر افغانستان

نویسنده: حیات‌الله ره‌یاب نقش تخیّل در تصویرسازی، خوانشِ چند شعرِ...

اندیشیدن در فرایندِ آزمون

نویسنده: یعقوب یسنا به برداشتِ من، ما در اندیشیدن و...

زاویه‌ی دید در داستان «عبدل بیتل آمده بود این‌جا بمیرد»

نویسنده: علی‌خان حلیمی زندگی‌نامه محمدحسین محمدی در سال 1354 خورشیدی...

عقب‌نشینی لایتناهی مدلولِ متعالی در غزلی از مولانا

یعقوب یسنا چندی پیش، این غزل مولانا را «آن‌که بی‌باده...

معرفی دیوان غزلیات سید نادرشاه الحسینی کیانی

نویسنده: یعقوب یسنا دیوان غزلیات پیر سید نادرشاه الحسینی کیانی...

ادبیات افغانستان، فقط ادبیات مقاومت نیست!

دکتر نورمحمد نورنیا  

نویسنده‌های افغانستانی ساکن ایران، دانش‌جویان افغانستانی ادبیات فارسی در ایران، پژوهش‌گران ادبی ایرانی و شماری از مجلات ادبی فارسی که در پیوند به ادبیات افغانستان در خارج از کشور و داخل آن منتشر می‌شدند؛ یک نگاه مسلط به جانب ادبیات افغانستان در ایران را پدید آورده‌اند که انگار فرازنای ادبیات افغانستان، ادبیات مقاومت است یا آن‌چه از ادبیات در آن‌جا هست، ادبیات مقاومت است. در حالی که آثار ادبی غیر مقاومت هم در افغانستان فراوان‌اند. از طرفی دیگر، نقدهای جدی بر ادبیات مقاومت افغانستان وارد است. 

این نگاه مسلط، متأثر از نگاهی ویژه به ادبیات فارسی در ایران است که باور دارد «جریان ادبیات پایداری/مقاومت، جریانی فراگیر و غالب در ادبیات ایران است.» (چهرقانی، 1396: 3). جریان غالب به این معنا که از نظر مفهومی، مؤلفه‌های متعددی برای ادبیات مقاومت تعریف شده و این مؤلفه‌ها، آثار زیادی را جذب خود کردند. کندوکاو در این زمینه تا ادبیات زبان‌های دیگر هم تسری یافته و شاعران فارسی‌زبان با عرب و ترک و… مقایسه شده‌اند. یکی از مقاله‌های دیگر، ادبیات مقاومت افغانستان را نیز جریان غالب ادبیات این کشور معرفی کرده است: «فضای عمومی شعر معاصر افغانستان را نیز جنگ و مقاومت شکل داده است.» (ر.ک. نیک‌خواه: 140). 

عنصر مرکزی مقاومت، ستیز و تعریف غیریت است. ارچند غیریت، واقعیت است و هر پدیده یا شخصی، غیرِ پدیده و شخصی دیگر است؛ لیکن در برجسته‌سازی غیریت، آماجی نهفته است. هدفی که از نگاه تقابلی سرچشمه می‌گیرد. غیریت در معنای معاصرش با نام «دیگری» یاد می‌شود. تفاوت غیریت و دیگری در آن است که مفهوم «دیگری» تهی‌شده از نگاه تقابلی است. زیرساخت نگاه تقابلی، اضداد است. سفید را ضد سیاه معنا می‌کند.

 بنابراین، در این نگاه، ادبیات همیشه در حال ستیز است و ادبیاتی که بار ستیزنده دارد؛ از این نظر، پسندیده‌ است. در صورتی که نباید ادبیت یک اثر، براساس موضوعش و موضوع مقاومت مشخص شود. به همین اساس است که شاعر مقاومت، به عنصری دیگر در شعر به غیر از هنر، توجه دارد. می‌خواهد از این تریبون، پیام بفرستد. پیام نفی زندگی، خواستنی نشان‌دادن مرگ، شادمانی‌زدایی، قطعیت و جدیت، شورش‌گری و انتقام، آن هم در میان انسان‌های هم‌سرزمین. ره‌آورد ادبیات مقاومت افغانستان همین‌ها بوده‌اند.

ادبیات مقاومت در کشورهای دیگر هم شکل گرفته و نویسنده‌ها وآثاری با این شناسه شناخته می‌شوند. در انقلاب‌ کشورهای مختلف، سهم ادبیات انکارناپذیر است. تفاوت ادبیات مقاومت افغانستان اما این است که این ادبیات در افغانستان «ادبیات ویرانی است؛ با مسایل مدرن ربط ندارد؛ قلت آگاهی در آن وجود دارد؛ آزادی معرفی‌کرده‌اش مسخ‌شده است؛ سامان‌مند نیست و فرجامش ناپیداست.» (ر.ک. نورنیا، 1397: هشت صبح). نیک‌خواه در مقاله‌ی «تحلیل و بررسی ادبیات مقاومت در شعر معاصر افغانستان» می‎نویسد: «شماری را نظر بر آن است که شعر در افغانستان دو جریان دارد: مقاومت و مهاجرت؛ البته مضامینی مثبت هم‌چون شادی، عشق، آزادی، صلح، امید، آرزو، خوش‌بختی و امثال آن نیز به میزان اندک در شعر معاصر این کشور، جلوه‌گر است.» (نیک‌خواه: 140).

این مقاله، هم گواهی بر همان نگاه تقلیل‌گرایانه که در بالا مطرح شد؛ می‌باشد و هم به تأیید نکاتی پرداخته که ضعف ادبیات مقاومت افغانستان شناخته می‌شوند. 

نویسنده‌ی کتاب «شانه‌های زخمی پامیر» در مقدمه، هنگامی که می‌خواهد دلایل جمع‌آوری آن مجموعه را توضیح دهد؛ می‌گوید که یکی از دلایل جمع‌آوری این کتاب، ارایه‌ی آثاری از افغانستانی‌هاست تا ذهنیت جامعه‌ی فرهنگی ما نسبت به کیفیت و سطح آثار ادبیات مقاومت افغانستان، تصحیح شود (ر.ک. ملک جعفریان، 1371: 11). در این مقاله نیز، نگاه تقلیل‌گرایانه‌ی ادبیات افغانستان به ادبیات مقاومت مشهود است. از جانبی دیگر، این گفته نقدی است بر سطح و کیفیت آثار ادبی در افغانستان که پیش از این کتاب منتشر شده‌اند و احیاناً مقاومتی بوده‌اند. 

مجله‌ی ادبیات معاصر (نشرشده از داخل افغانستان) در ویژه‌نامه‌ی مقاومت خود، نمایه‌ای از شاعران دو دهه‌ی اخیر افغانستان منتشر کرده و عنوان آن بخش را «نمایه‌ی شاعران پسامقاومت» گذاشته (ر.ک. جاوید، 1395: 169). با نگاهی خوش‌بینانه به این عنوان، خواننده حداقل به برجسته‌سازی ادبیات مقاومت هم‌چون جریانی قابل درنگ از نظر زمانی که نقطه‌ی عطفی در تاریخ ادبیات کشور معرفی شده‌؛ پی می‌برد. گویا اثر ادبیات مقاومت چنان عظیم بوده که جریان‌های پیش از آن و پس از آن را باید با پیشوند آن نام‌گذاری کرد.

با جست‌وجوی عبارت «ادبیات افغانستان» در گوگل با انبوهی از پژوهش‌های ادبی در باب ادبیات افغانستان مواجه می‌شویم که بیش‌تر آن مقالات، ویژه‌ی ادبیات مقاومت افغانستان است و آن‌ها را نویسندگان ادبیاتی افغانستانی ساکن در ایران، دانش‌جویان افغانستانی ادبیات فارسی در ایران یا پژوهش‌گران ادبی ایرانی نگاشته‌اند.

یکی از دلایل پُرپرداختن به ادبیات مقاومت افغانستان ـ‌همان‌طوری که در بالا گفته شد‌ـ، اثرگذاری پژوهش‌گران ایرانی که در حوزه‌ی ادبیات مقاومت فعالیت دارند، بر نویسنده‌ی افغانستانی و وجود سهولت در نشر و پخش آن‌نوع آثار است. دلیلی دیگر، حضور شاعران مقاومت افغانستان در ایران است. اکثر آفرینش‌گران ادبی افغانستانی که در ایران رسانه‌ای شدند، کارگر ادبیات مقاومت شناخته می‌شوند. سومین دلیل که به دانش‌جویان ربط دارد؛ آسانی فهم حوزه‌ی ادبیات مقاومت است. نمادهایی که در شعر و داستان ادبیات مقاومت بسامد دارند؛ به گونه‌ی نمونه، ضحاک، رستم، اسفندیار، کاوه و… کافی‌ست یک بار در مورد آنان و روی‌دادهای مرتبط با داستان‌های آنان اطلاعات دریافت گردد، فهم آفریده‌های ادبی حوزه‌ی مقاومت میسر می‌شود. کار آفرینش‌گر ادبیات مقاومت هم کاربرد مکرر همین نمادهاست. وجود بیش‌تر این نام‌ها و نمادها غنای ادبیات مقاومت و هنر آن محسوب می‌گردد.

   این بحث در شرایطی مطرح شده که افغانستان بیش از هر زمان دیگر، نیازمند ادبیات مقاومت است؛ اما لازم است که این ادبیات، رابطه‌اش را با انسان، آزادی، آگاهی و مؤلفه‌های روزگار کنونی روشن کند و مشخص گردد که چه می‌خواهد و کجا می‌رود تا به جای افاده‌ی فایده، ارایه‌ی زیان نکند و شورش‌گری، انتقام‌گیری، مرگ‌اندیشی، شادمانی‌زدایی را گسترش ندهد؛ زیرا ادبیات مقاومت افغانستان، انسان خشم‌گین می‌پرورد و انسان خشم‌گین کسی است که پیش‌تر از هر چیزی دیگر، خشم بر او مسلط است و فرمان می‌راند.

کتاب‌نامه

– چهرقانی، رضا؛ (1396)؛ «ادبیات پایداری در ایران»، (ادبیات پارسی معاصر)؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: سال هفتم، شماره‌ی دوم.

– نیک‌خواه، عبدالرحیم؛ (ب.ت.) «تحلیل و بررسی عناصر ادبیات مقاومت در شعر معاصر افغانستان»، (ادب فارسی)؛ تهران: گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. 

– ملک جعفریان، م.ح.؛ (1371)؛ شانه‌های زخمی پامیر؛ تهران: حوزه‌هنری.

– نورنیا، نورمحمد؛ (1397)؛ «ادبیات مقاومت؛ ادبیات خوارج»، (سایت روزنامه‌ی‌ هشت صبح: 8am.media).

– جاوید، محمدجاوید؛ (1395)؛ «نمایه‌ی شاعران پسامقاومت»، (فصل‌نامه‌ی فرهنگی، ادبی و هنری ادبیات معاصر)؛ کابل: بنیاد اندیشه، شمارگان دوم و سوم.

مدیریت سایت
مدیریت سایتhttps://sayedkayan.org/fa
انجمن فرهنگی سید نادرشاه الحسینی کیانی به عنوان یک نهاد غیر انتفاعی ثبت و راجستر کشور کانادا است. این نهاد در راستای حمایت از فعالیت‌های فرهنگی در میان جوامع مهاجر افغان در کشورهای غربی به شمول کانادا، امریکا، انگلستان، استرالیا و اروپا فعالیت دارد.
spot_imgspot_img