نویسنده: شیون شرق
تورگنیف نویسندهی رمان مشهور «نخستین عشق» میگوید که قصهخواندن، قصه گفتن و قصه شنیدن نقش مهم و زندهای برای یک نویسنده و روایتکننده دارد. البته منظور او در طفولیت است؛ یعنی قصهخواندن یا گفتن در طفولیت برای بچهها مهم است و تاثیر خوبی بر ذهن آنها میگذارد که پسانها [در جوانی و بزرگی] این تاثیر دیده میشود. اما سارتر میگوید که قصهخواندن و قصهگفتن برای ما[ نسل جوان و اهل کتاب] همانقدر که خوشآیند است، فایده هم دارد. ما فایدهی آن را در چند بُعد میتوانیم بشماریم. بدون شک خواندن قصه و داستان ارزنده است و نقش ستودنی برای یک فرد (خواننده، شنونده و یا نویسنده) دارد. زیرا هر داستان یک زندگی است، یک عمر است، یک تجربه است، پس با خواندن یک داستان خواننده و شنونده از زندگی و تجربهی یک آدم آگاهی پیدا میکند، این آگاهی سبب قوت در معادلات زندگی و فراز و نشیبی آن میشود. ما با شناخت و خواندن یک داستان مطالب تازهای میآموزیم و از سرگذشت یا زندگیای خبر میشویم و این تجربهای است که بهتجربهی ما افزوده میشود و آگاهی ما را از درک زندگی بیشتر میکند.
یک داستان یک روایت است، یک نشانهی راهیابی است، یک راهنما و هدایتگر است. اگر از داستانها و روایتها آموخته شود، حتما خواننده داناتر، رساتر و برندهتر میشود و شنونده نیز نفع میبرد. زیرا آموختن پختهساختن خود است، با آموختن کاستی خود را دور کرده و نقطههای قوت را گرفته، زندگی محکمتر ساخته میشود. زویا پیرزاد، داستاننویس ایرانی، میگوید: خواندن یک داستان بهمعنای یک مرحله زندگی کردن است. پس هرکه یک مرحله زندگی کند در مرحلهی دوم مرتکب کژی و کاستی بیشتر نمیشود، بلکه سنجیده و شناخته راه میرود تا بهتر و موفقتر بهموفقیت برسد.
داستان خواندن سبب قوت حافظه و از برکردن واژههای تازه میشود. هر داستانی تازگی دارد: تکیهکلامهای نو، دیالوکهای نو، پیغام و لغات نو. باخواندن داستان بسیاری از واژهها بهحافظه میماند، بسیاری از بر میشود و گاهی ممکن واژگانی را یادداشت نماییم تا پسانها استفاده کنیم. لااقل خواندن یک داستان سبب آموختن روایت تازه و یادگرفتن واژههای تازه میشود. وقتی حافظه لغات فراوان داشته باشد، قوت سخن و سخنگفتن افزایش پیدا میکند و بر طرز صحبت افراد تاثیر مثبت میگذارد. این تاثیرگذاری نقطهی عطفی است و برای افراد امتیاز است. بسیاری خوب سخن گفتن و درستسخن گفتن را «هنر» دانستهاند. پس قصهخواندن و داستانخواندن برای خوب سخنگفتن کمک میکند.
داستانها بیشتر با عاطفه، احساسات، عشق و همدلی کار دارند، پس خواندن آنها در دلها این موارد را کشت یا زیاد میکند. بدون شک آگاهی یافتن از عشق و دلبری آدم را به سوی عشق ورزیدن و دلبری کردن میکشاند و گاهی در این باتلاق پای آدم گیر میدهد. هرگونه که فرض کنیم تاثیر مثبت داستانخواندن را در این بخش انکار کرده نمیتوانیم، بلکه روشن استکه خواندن داستان در این موارد زیباست.
تورگنیف میگفت: خواندن داستان سبب کشت مهر و عشق یا افزایش آنها میشود، چونکه با عاطفه و احساسات روبهروست و انسانها زود از عاطفهها و احساسها تاثیر میگیرند. این روند، روابط را بهبود میبخشد، پیوندها را عمیق میسازد و گسستگیها را گُره میزند.
داستان با تخیل پیوسته است و این نیز درست است که خواندن داستان «قوهی تخیل» را زیاد میکند، حافظه را قوی و تعامل را سالمتر میسازد؛ نمیشود این موارد را انکار کرد. همچنان از فایدهی داستان خواندن بر روان و روح نمیشود چشمپوشید. دانشمندان با تجزیه و تحلیل دقیق مغز (در وقت مطالعه) به این نتیجه رسیدهاند که خواندن و خلاقیت به هم مرتبط استند و خواندن داستان، تخیل را بهبود میبخشد. دانشمندان علوم اعصاب نیز متوجه شدند که ارتباط مغز در حین مطالعه و پس از مطالعه بهطور قابل توجهی افزایش مییابد؛ این یعنی از طریق این افزایش، اتصال مغز ما قادر است تا سریعتر ارتباط برقرار کند، راه حلهای بهتر و قطعیتری در زمان نیاز بهحل مساله ارایه دهد و در نهایت، تخیل و خلاقیت تقویت میشوند.
داستانهای تخیلی و بهویژه علمی-تخیلی، به خواننده این حس را میدهند که هیچ محدودیتی برای تصور ذهن انسان وجود ندارد. قرار دادن مداوم خود در معرض داستانهای شگفتانگیزی که در تخیل نویسندگان به وجود میآیند، خواننده را قوی میسازد. داشتن و بودن قوهی تخیل در نوشتن داستان، متن و تحلیل مهم است و یک خواننده نیز از تخیل و متن بهره میبرد و بهقوهی تخیل خود میافزاید.
نتایج یک مطالعه بر روی 3635 فرد بالای 50 سال نشان داد کسانیکه روزانه 30 دقیقه کتاب میخوانند بهطور متوسط 23 ماه بیشتر از افراد غیرکتابخوان یا مجلهخوان عمر میکنند. یکی از دلایل اینکه چرا باید رمان بخوانیم، این است که ظاهراً تمرین خواندن کتاب باعث ایجاد تعامل شناختی و بهبود واژگان، مهارتهای تفکر و تمرکز میشود؛ همچنین میتواند بر همدلی، ادراک اجتماعی و هوش هیجانی تأثیر بگذارد که مجموعهی آنها به باز شدن ذهن و افزایش طول عمر کمک میکند. بنابراین بهتر است از خواندن داستان لذت ببریم، خود را شاد کنیم، ذهن خود را بازتر نماییم. اگر لازم دیده شد برای بقیه هم کتاب داستان بفرستیم تا لحظهای شاد باشند.

